طوفانها و سر و صداهاى آبها از بين رفت و كنترل شد .
« وَسَكَنَتِ الاَْرْضُ مَدْحُوَّةً فِى لُجَّةِ تَيَّارِهِ ، وَرَدَّتْ مِنْ نَخْوَةِ بَأْوِهِ وَاعْتِلائِهِ ، وَشُمُوخِ اَنْفِهِ وَسُمُوِّ غُلَوائِهِ »
( و زمين گسترده در ميان آن آب پر از موج قرار گرفت ، و آن را از سركشى و بلندپروازى و كبر و غرور و نشاط باز داشت . )
« مَدْحُوَّة » از نظر تركيب حال است براى « ارض » و به معناى منبسط و گسترده است . « لجّة » به معناى گرداب است . « تيّار » به معناى عميق و گود است . مىفرمايد : « و سكنت الارض مدحوّة فى لجّة تيّاره » و زمين در گردابهاى عميق گسترده شد .
« و ردّت من نخوة بأوه و اعتلائه » ; « نخوة » بادى است كه به غبغب مىاندازند ، « بَأْو » به معناى تكبّر ، و « اعتلاء » به معناى بلندپروازى است ; « شموخ أنف » به معناى بلندى بينى و كنايه از تكبّر است ، « غلواء » به معناى غرور و نشاط است . يعنى وقتى زمين بر آب قرار گرفت طوفانها ، سر و صداها ، حركتها و موجهاى عجيب و غريب آب را از ميان برداشت و آن را رام كرد ; و تعبير به « نخوة ، بأو ، اعتلاء ، اسير ، كواهل ، كلكل ، فحول و . . . » همه تشبيهات و كناياتى هستند كه حضرت در اين خطبه به كار برده اند ; گويا حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بنا داشته اند در اين خطبه فنون بلاغت را اعمال نمايند .
« وَكَعَمَتْهُ عَلَى كِظَّةِ جِرْيَتِهِ فَهَمَدَ بَعْدَ نَزَقَاتِهِ ، وَلَبَدَ بَعْدَ زَيَفَانِ وَثَبَاتِهِ »
( و بعد از جريان شديد آن را كنترل كرد ، پس بعد از جستوخيزهاى متكبرانه ساكن و آرام شد . )
« و كعمته على كظّة جريته » ; « كعمةٌ » به معناى دهان بندى است كه به دهان حيوانات مىزنند تا از چموشى دست بردارند ; « كظّة » به معناى پُرى است ، « كظّة جريته » يعنى پُرىِ جريانش . مثل اين كه پر بود و جريان تندى داشت ، قرار گرفتن زمين بر آب آن جريان و حركت تند را گرفت و آن را رام كرد .
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 593
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٥٩٣