آنها را به گروههاى مختلف تقسيم مىكند .
« فَهُمْ اُسَراءُ اِيمان لَمْ يَفُكَّهُمْ مِنْ رِبْقَتِهِ زَيْغٌ ، وَلا عُدُولٌ وَلا وَنىً وَلا فُتُورٌ »
( پس فرشتگان اسير و گرفتار ايمانند و از آن دست نمىكشند ، انحراف و عدول و سستى و كاهلى آنها را از ايمان جدا نمىكند . )
« ربقة » به معناى طنابى است كه به پا و گردن حيوان به طورى مىبندند كه حيوان فرار نكند ، و وقتى آن را باز مىكنند حيوان آزاد مىشود . « زيغ » همان شكّ و ترديدى است كه در دل پيدا مىشود . مىفرمايد : ملائكه اسير ايمان هستند و شكّ و ترديد دل ، آنها را از ايمان جدا نمىكند ; « و لا عدول » و نه هيچ گاه از حقّ عدول مىكنند ، « و لا ونىً و لا فتور » و نه هيچ وقت سستى پيدا مىكنند .
فضاى لايتناهى جايگاه ملائكه
« وَلَيْسَ فِى اَطباقِ السَّماءِ مَوْضِعُ اِهاب اِلاّ وَعَلَيْهِ مَلَكٌ ساجِدٌ ، اَوْ ساع حافِدٌ »
( و در طبقات آسمانها يك جاى پوستى وجود ندارد مگر اين كه فرشته اى بر آن مشغول نماز و سجده است ، يا اين كه در سعى و تلاش براى انجام فرمان خداست . )
« اِهاب » به معناى پوست گوسفند است كه در گذشته روى آن مىنشسته اند . « ساع » اسم فاعل از مادّه « سعى » به معناى تلاش است . « حافد » به معناى سريع است . مقصود حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) اين است كه : در تمام فضاى آسمانها با اين وسعتى كه دارند جاى خالى وجود ندارد ، و همه اين فضايى كه به نظر ما خالى است در حقيقت مملوّ از ملائكه اى است كه در سجود و يا در تلاشند .
در مورد وسعت فضاى آسمانها خبرى را از تلويزيون شنيدم كه : به تازگى ستاره اى را كشف كرده اند كه نور آن پس از دو هزار و پانصد ميليارد سال نورى به كهكشان ما مىرسد . مقدار مسافتى را كه نور در اين مقدار سال مىپيمايد آنقدر زياد است كه از تصوّر ما خارج است ; نور طبق گفته محقّقان در هر ثانيه سيصد هزار
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 583
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٥٨٣