هرچند گروهشان كم و كوچك باشد .
« و عصمهم من ريب الشّبهات » و خداوند ملائكه را از شك و ترديد حفظ كرده است ; آنها مثل ما نيستند كه بر اثر كمىِ ارتباط با خدا شك و شبهه پيدا كنند ، ما به اين علّت كه در عالم ناسوت هستيم و نسبت به عالم ملكوت ارتباط كمترى با خدا داريم ، سرمان به دنيا و مادّيات آن گرم است ، از اين رو در مسائل اعتقادى شك و ترديد پيدا مىكنيم .
در اين كه ملائكه فاعل مختارند يا جبراً گناه نمىكنند ، بحث مفصّلى هست و ابن ابى الحديد هم در اين مورد مفصّل وارد شده و بحث كرده است . ( 1 ) ظاهراً آنها فاعل مختارند و مىتوانند گناه كنند ولى نمىكنند .
« فَمَا مِنْهُمْ زائِغٌ عَنْ سَبِيلِ مَرْضَاتِهِ ، وَاَمَدَّهُمْ بِفَوَائِدِ الْمَعُونَةِ ، وَاَشْعَرَ قُلُوبَهُمْ تَوَاضُعَ اِخْبَاتِ السَّكِينَةِ »
( پس هيچ يك از آنها از راه رضا و خشنودى خدا منحرف نمىگردند ، و خداوند آنان را يارى كرده و اسباب اطاعت را براى آنها فراهم نموده است ، و تواضع را كه مستلزم فروتنى و آرامش است شعار دلهاى آنها قرار داده است . )
« زائِغ » از « زاغ » به معناى انحراف و كجى است ، « ما » در اينجا براى نفى است ; مىفرمايد : « فما منهم زائغ عن سبيل مرضاته » پس هيچ يك از ملائكه از راه رضاى خداوند منحرف نشده و كجروى نمىكنند .
« اَمَدَّ » از « امداد » به معناى كمك است ، « فوائد » جمع « فائدة » ، و « معونة » از مادّه « عون » به معناى كمك است . « و أمدّهم بفوائد المعونة » و خداوند ملائكه را با كمكهايى كه خيلى مفيد است كمك فرموده است . مقصود حضرت از اين عبارت اين است كه ملائكه براى خود مستقلّ نيستند و اگر بخواهند عبادت خدا را
هامش
1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 433