بر خلاف آيه شريفه ( و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون ) ( 1 ) كه تشريع راه سعادت است قدم برداشته و اين هم لازمه اختيار انسان است . به هرحال انسان هم از اين قانون مستثنا نيست و مانند ديگر موجودات « لم يقصّر دون الانتهاء الى غايته » پيش از اين كه به پايان خود منتهى شود كوتاه نمىآيد ، و مسخّر اراده تكوينى خداوند مىباشد .
« وَكَيْفَ وَاِنَّمَا صَدَرَتِ الاُْمُورُ عَنْ مَشِيئَتِهِ »
( و چگونه مىتواند سركشى كند در حالى كه همه موجودات جهان با اراده و خواست او به وجود آمده اند . )
« كيف » يعنى و چطور ممكن است اين طور باشد ، و چطور ممكن است كسى بتواند بر خلاف خواست و اراده خداوند حركت كند ؟ « و انّما صدرت الامور عن مشيئته » در حالى كه همه موجودات و مخلوقات جهان ، مخلوقات اراده و خواست خداوند است ; پس هرگز نخواهند توانست بر خلاف اراده و خواست او عمل كنند .
خلقت موجودات بدون الگوبردارى
« اَلْمُنْشِئُ اَصْنَافَ الاَْشْيَاءِ بِلاَ رَوِّيَّةِ فِكْر آلَ اِلَيْهَا »
( او خداوندى است كه انواع موجودات را بدون به كارگيرى انديشه خلق فرموده . )
بارها گفته ايم كه كارهاى خداوند با كارهاى بشر كه مخلوق خداوند است فرق مىكند ; مثلاً كارى كه خدا و يا انسان انجام مىدهد هر دو با مشيّت و خواست انجام مىشود با اين فرق كه مشيّت خداوند مسبوق به فكر و نقشه و طرحهاى قبلى نيست ، در حالتى كه مشيّت انسان مسبوق به فكر و نقشه و طرحهاى قبلى است ; به اين معنا كه اگر انسان اراده كند ساختمانى را بسازد ، لازم است قبل از شروع به
هامش
1 - سوره ذاريات ، آيه 56