محاسبه نفس و خودسازى
« عِبَادَاللهِ ، زِنُوا اَنْفُسَكُمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ تُوزَنُوا ، وَحَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ اَنْ تُحَاسَبُوا »
( اى بندگان خدا ، خودتان را بسنجيد پيش از آن كه سنجيده شويد ، و به حساب خود برسيد پيش از آن كه به حسابتان برسند . )
پر واضح است كه مقصود از توزين خود ، سنجش اعمال است ; در قيامت هم اعمال را مىسنجند . پس بر هر كسى لازم است اعمال خود را بسنجد و نفس خويش را محاسبه كند .
« وَتَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِيقِ الْخِنَاقِ ، وَانْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّيَاقِ »
( و نفس بكشيد پيش از آن كه گلويتان تنگ شود ، و رام باشيد پيش از آن كه شما را با خشونت و زور ببرند . )
« خناق » به بيخ گلوى انسان مىگويند ، قبلا گفته ايم كه « خناق » در لغت به طنابى گفته مىشود كه به بيخ گلوى انسان مىاندازند و او را خفه مىكنند ، ولى به علاقه حال و محل به بيخ گلوى انسان هم گفته شده است . « و تنفّسوا قبل ضيق الخناق » ، مقصود اين است كه فرصت را غنيمت بدانيد و قبل از آن كه نفس به گلو برسد عمل صالح انجام دهيد . « و انقادوا » و رام باشيد و به دستور خدا عمل نماييد « قبل عنف السّياق » پيش از آن كه شما را به زور به طرف مرگ و آخرت سوق دهند .
« وَاعْلَمُوا اَنَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ ، حَتَّى يَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَزَاجِرٌ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِهَا زَاجِرٌ وَلاَ وَاعِظٌ »
( و بدانيد كسى كه از ناحيه نفس خويش كمك نشود بدين گونه كه از جانب خود پند دهنده و جلو گيرنده برايش باشد ، براى او از غير خود پند دهنده و جلو گيرنده اى نخواهد بود . )
اگر انسان بخواهد سخن واعظان و پند دهندگان در او اثر كند بايد يك تنبّه و رادع و مانعى در نفس خودش داشته باشد ; اگر در دل خود بيدارى نداشته باشد ،
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 457
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٤٥٧