« و رغب فى طلب » ديگر اين كه در طلب چيزى كه براى آخرت آنان نافع است رغبت دارند ; مثلا مىدانند نماز شب به صلاح آخرت آنهاست در طلب آن رغبت نشان مىدهند ، خواب را رها مىكنند و نماز شب را بر خواب ترجيح مىدهند .
« و ذهب عن هرب » صفت ديگرشان اين است كه : رفتن آنها از روى فرار است ; در عين حال كه در طلب خير رغبت دارند در حال فرار از دنيا هم هستند ، مقصود اين است كه آماده رفتن هستند ، با اين كه زنده هستند و در اين دنيا سكونت دارند در طلب كار خيرند و به عبادت و اطاعت خدا مىپردازند و از مظاهر دنيا فرار مىكنند .
« و راقب فى يومه غده » در امروزشان مراقبت فردا را مىكنند ; در عين حال كه مشغول گذراندن امور امروزند ، به فكر فرداى قيامت خود نيز هستند ، اين طور نيستند كه از فرداى قيامت غفلت كنند و فقط به فكر امور دنياى خود باشند .
« و نظر قدماً امامه » ، در كلمه « قَدَماً » دو وجه ديگر « قُدُماً و قُدْماً » نيز جايز است و هر سه تعبير به يك معناست ; در معناى آن هم دو احتمال وجود دارد : يكى اين كه « قدماً » به معناىِ گامِ فارسى خودمان باشد ، يعنى و قدم و گام جلوى خود را نگاه مىكند ، البتّه اين معنا كنايه از اين است كه توجّهش به آينده خود مىباشد و مقصود از آينده هم قيامت است . احتمال دوّم اين است كه « قدماً » به معناى مقدّم باشد ، آن وقت « و نظر قدماً امامه » به اين معناست كه وقتى خواسته باشد چيزى را براى آخرت خود مقدّم بدارد ، خوب آن را نگاه مىكند و در آن دقّت مىكند كه آيا چيز مفيدى است يا مايه عذاب و اذيّت اوست .
سفارش به تقوى براى چيست ؟
« فَكَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَنَوَالا ، وَكَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَوَبَالا ، وَكَفَى باللهِ مُنْتَقِماً وَنَصِيراً ، وَكَفَى بِالْكِتَابِ حَجِيجاً وَخَصِيماً »
( پس بهشت به عنوان ثواب و بخشش ، و دوزخ به عنوان عقاب و و بال براى آنها كافى است ، و كافى است كه خداوند انتقام كشد و يارى دهد ، و قرآن احتجاج نموده دشمن گردد . )
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٣٢٠