و يك وقت كار زشت است كه جزاى آن عقاب و عذاب است ; و به همين معناست جمله بعد « و نكال العقاب ، و نوال الثّواب » . « نكال » به معناى ننگ و عارى است كه در عقاب است ، « نوال » از مادّه « نال يَنول » به معناى دادن ثواب است .
خلقت مجدّد انسان
« عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً ، وَمَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً ، وَمَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً ، وَمُضَمَّنُونَ اَجْدَاثاً ، وَكَائِنُونَ رُفَاتاً ، وَمَبْعُوثُونَ اَفْرَاداً ، وَمَدِينُونَ جَزَاءً ، وَمُمَيَّزُونَ حِسَاباً »
( بندگانى هستند كه با قدرت خلق شده ، و به اجبار پرورش يافته و دچار مرگ مىشوند ، در درون قبرها رفته و بدنشان ريز ريز مىشود ، به تنهايى برانگيخته و به جزا مىرسند ، و با حساب از همديگر تميز داده و جدا مىشوند . )
مى خواهند بفرمايند : اين مردمى كه در صحراى قيامت جمع مىشوند و داراى آن خصوصيّات مىباشند « عباد مخلوقون اقتداراً » بندگانى هستند كه در آغاز با اقتدار و قدرت خداوند خلق شده اند ، « و مربوبون اقتساراً » و بدون اختيار خود تحت تربيت خدا واقع شدند . « مربوبون » از مادّه « ربّ » به معناى تربيت يافته است ، و اين به معناى « مملوكون » است يعنى تحت مالكيّت خدا بودند . « اقتساراً » از مادّه « قَسر » است ، « حركت قسرى » به حركت بدون اختيار گفته شده ; اينها بدون اختيار خود تحت تعليم و تربيت و مملوكيّت خداوند قرار گرفتند ، مربوبند در حالتى كه مقهور قدرت خدا هستند .
« و مقبوضون احتضاراً » و قبض روح شدگان در حال احتضار هستند . « احتضاراً » در اين جمله حال و از مادّه « حَضَر » است ; انسانِ محتضر به آن فردى گفته مىشود كه ملائكه نزد او حاضر مىشوند و او را قبض روح مىكنند .
« و مضمّنون اجداثاً » ، « مضمّنون » از مادّه « ضمن » است ، چيزى را كه در جايى مخفى مىكنند آن را در ضمن آن چيز پنهان مىنمايند . پس « مضمّنون اجداثاً » يعنى
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٢٧٢