مرحوم شيخ محمّد عبده اين جمله را اين گونه معنا كرده است : « صارت الدّولة للحقّ بدله » ( 1 ) يعنى دولت و حكومت مال حق مىشود به جاى اين شخص .
اما به نظر مى آيد اين معنى صحيح نباشد ، بلكه در اينجا « اديل » از باب افعال است و يكى از معانى باب افعال « ازاله » است ، مثل « أجلدت البعير » يعنى « أزلت جلده » پوستش را بر طرف كردم ، بر اين اساس معناى « اديل الحقّ منه » مىشود « ازيل دولة الحقّ منه » ، يعنى حكومت حق از اين شخص زائل مىشود و حقش از بين مى رود ، زيرا جهاد را ضايع كرده است .
مرحوم ابن ميثم بحرانى عبارت را اين گونه معنا كرده است : « أديل الحقّ من فلان ، أى غلبه عليه عدوّه » ( 2 ) يعنى دشمنش بر او غلبه كرد . ظاهراً اين همان معناست كه ما گفتيم ; يعنى حقّ از او گرفته شد .
« وَسِيمَ الْخَسْفَ وَمُنِعَ النَّصَفَ »
( و به ذلّت وادار و از انصاف و عدالت محروم مىشود . )
« سيم » مجهول « سام » است ، يعنى مكلَّف مىشود ، در قرآن مى فرمايد : ( يسومونكم سوء العذاب ) ( 3 ) يعنى « يكلّفونكم سوء العذاب » تكليف مى كنند به شما بدى عذاب را . « خسف » يعنى ذلّت . « نَصَف ، نُصْف ، نِصْف » هر سه به معناى عدالت است .
اينها امورى است كه به طور طبيعى براى افرادى كه از جهاد اعراض مى كنند پيش مى آيد ، و آنان كه در راه خدا جهاد مى كنند عزيز و سربلند خواهند بود .
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
هامش
1 - نهج البلاغه عبده ، ج 1 ، ص 63 ، در شرح خطبه
2 - شرح ابن ميثم ، ج 2 ، ص 31
3 - سوره بقره ، آيه 49