بنى فراس طايفه اى بودند به شجاعت معروف و نسبت به رييسشان مطيع ، لذا حضرت مى فرمايد : دوست دارم همه اين ارتش كوفه و مردمش از من گرفته شود و هزار نفر از بنى فراس بن غنم به من داده شود . آنگاه حضرت شعر شاعرى را مى خواند :
« هُنَالِكَ لَوْ دَعَوْتَ ، أَتَاكَ مِنْهُمْ * فَوَارِسُ مِثْلُ أَرْمِيَةِ الْحَمِيمِ »
( اگر چنانچه هزار نفر از چنين سوارانى باشد به محض آن كه آنها را بخوانى به سوى تو مى آيند شتابان چون ابرهاى تابستانى . )
« ثمّ نزل ( عليه السلام ) من المنبر »
( سپس حضرت از منبر پايين آمدند . )
بعد سيّد رضىّ مى فرمايد :
« قال الشّريف : أقول : الأرمية جمع رميّ و هو السّحاب ، و الحميم هاهنا وقت الصّيف و انما خص الشاعر سحاب الصّيف ، بالذكر لانه اشد جفولاً و اسرع خفوفاً لانه لا ماء فيه ، و انما يكون السّحاب ثقيل السّير لامتلائه بالماء ، و ذلك لايكون فى الاكثر الا زمان الشّتاء ، و انما أراد الشّاعر وصفهم بالسّرعة اذا دعوا ، و الاغاثة اذا استغيثوا ، و الدّليل على ذلك قوله هنالك لو دعوت أتاك منهم »
( مى گويم : « ارمية » جمع « رمىّ » و معناى آن ابر است ، « حميم » در اينجا به معناى تابستان است ، و شاعر ابر تابستانى را ذكر كرده ، چون سبك تر است و سريع تر حركت مىكند ، زيرا باران ندارد . و ابر وقتى آهسته حركت مىكند كه پر باران باشد و آن ابر در زمستان است . و شاعر مى خواسته بگويد : اينها آدمهايى هستند كه به سرعت مى آيند اگر خوانده شدند و به داد انسان مى رسند . )
« جفول » و « خفوف » هر دو به معناى حركت سريع است .
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٤١١