و نتيجه اش اين مىشود كه مردم به حال انحراف بمانند .
« وَدُعَاءِ ضَلاَلَة »
( و دعوت كننده مردم به طرف گمراهى است . )
مثلاً در اسلام نه جبر است و نه تفويض ، بلكه به فرمايش امام صادق ( عليه السلام ) « أمرٌ بينَ الأمرين » است ، ( 1 ) امرى بين جبر و تفويض ، اما اين دسته از گمراه كنندگان مردم را دعوت به فكر جبرى مى كنند و به عقايد غلط مشغول مى دارند .
« فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ »
( پس او آزمايشى است براى كسانى كه مورد آزمايش قرار مى گيرند . )
« فتنه » يعنى آزمايش ، اين دسته فتنه هستند يعنى سبب آزمايش مى شوند ، به خود قيافه تقدّس و حق به جانبى مى گيرند ، مردم به دنبال آنها مى افتند و فكر مى كنند اينها عالمان به اسلام هستند و هرچه مى گويند عين اسلام است .
« ضَالٌّ عَنْ هَدْىِ مَنْ كَانَ قَبْلَهُ »
( گمراه است از راه كسانى كه قبل از او بودند . )
اگر « هَدى » باشد به معناى طريقت است ، و اگر « هُدى » باشد به معناى هدايت است و هر دو هم صحيح است ; كسانى كه قبل از او بودند ، مقصود پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و صحابه خاصى است كه آشنا به مبانى اسلام بودند . اين شخص و يا اين دسته گمراه است ، مسائل اسلام را نمى داند ، خودش چيزهايى ساخته و به اسم اسلام خورد مردم مىدهد . معلوم مىشود در زمان حضرت على چنين افكار كجى بوده ، همانطور كه در زمان ائمه هم بوده است . در زمان حضرت على ( عليه السلام ) مسائل بدعت و گمراهى شروع شده بود .
« مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدَى بِهِ فِى حَيَاتِهِ وَبَعْدَ وَفَاتِهِ »
( گمراه كننده كسانى است كه به او اقتدا مى كنند ، چه در زمان حياتش و چه بعد از مردنش . )
هامش
1 - توحيد صدوق ، ص 362 ، حديث 8