همراه بود ، و در مدينه در تمامى جنگها پيش قدم بود ، به جايى مى رسد كه معاويه خود را در عرض حضرت على قرار مىدهد و بعد هم در خلافت جلو مى افتد .
روى احتمال دوّم « ليقصرنّ » بدون تشديد « ص » خواهد بود ، يعنى دست كسانى كوتاه خواهد شد كه خيلى جلوتر سبقت گرفته بودند . اين هم نتيجه همان تحوّلات و تغييرات است . عالم عالم جهش و حركت است ; لذا بعضى مى گويند جهان يعنى جهنده ; زيرا انسانها و جوامع ديگر اين جهان دائماً در جهش و تحوّل هستند .
« وَاللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً »
( به خدا قسم كتمان نكرده ام هيچ كلمه اى را . )
« وَشْمَة » به معناى كلمه است ، « وَسْمَة » هم نقل شده كه به معناى علامت است . اگر « وشمة » بخوانيم معنايش مىشود : به خدا قسم كتمان نكرده ام هيچ كلمه اى را ، و اگر « وسمة » بخوانيم معنايش مىشود : به خدا قسم كتمان نكرده ام هيچ علامتى را . ممكن هم هست « كُتِمْتُ » متكلم مجهول خوانده شود ، يعنى به خدا قسم هيچ كلمه يا علامتى را كتمان نشده ام ; بدين معنا كه پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) تمامى حقايق را به من گفته است . به عبارت ديگر حضرت مى خواهد بفرمايد : اين وقايعى كه من الآن مى بينم و اين اختلافات و دو دستگى ها و اين جنگ و ستيزهايى كه با من مىشود ، همه را پيغمبراكرم به من اطلاع داده است ; حتى ضربت خوردن و شهادت آن حضرت هم توسّط پيغمبر به او اطلاع داده شده بود ، و حضرت خبر داشته است .
« وَلاَ كَذَبْتُ كِذْبَةً »
( و هيچ دروغى نگفته ام . )
اگر « كُذِبْتُ » خوانده شود ، يعنى هيچ دروغى گفته نشده ام و پيغمبر هرچه به من گفته دروغ نگفته است .
« وَلَقَدْ نُبِّئْتُ بِهذَا الْمَقَامِ وَهذَا الْيَوْمِ »
( و قطعاً و به طور يقين چنين موقعيتى و چنين روزى به من خبر داده شده بود . )
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 203
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٢٠٣