فساد بودند ، و ريشه فساد بايد خشكانده شود .
انسان در همه جا نبايد تحت تأثير قرار گيرد ، در عين حال كه بايد رحيم باشد در مواردى هم بايد با خشونت عمل كند ، خداوند درباره مؤمنين مى فرمايد : ( أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم ) ( 1 ) بر كفّار و دشمنان حق و عدالت محكم و سرسخت و بين خودشان مهربانند .
رشته هاى سه گانه اخلاق انسان
مرحوم ابن ميثم بحرانى كه يكى از شارحان نهج البلاغه است مى فرمايد اخلاق انسانى سه رشته دارد :
1 - مربوط به فهم و درك انسان است ، كه از اين نظر انسان بايد حكيم و داراى حكمت و منطق باشد .
2 - مربوط به قوّه غضب انسان است ، كه از اين نظر انسان بايد شجاع باشد .
3 - مربوط به قوّه شهويه انسان است ، كه از اين نظر انسان بايد عفيف باشد . ( 2 )
مردم بصره از هر سه جهت كمبود داشتند ، از نظر درك و فهم نازل بودند ، زيرا تحت تأثير احساسات شيطانى غلط پيروى از شتر مى كردند و وقتى شتر پى شد و به زمين افتاد فرار كردند ، و اگر طالب حق بودند بايد تا آخر مى ايستادند ; و از جهت ديگر شجاع هم نبودند ; از نظر قوّه شهويه هم معلوم مىشود عفّتى كه بايد داشته باشند نداشته اند كه حضرت مى فرمايد : اخلاق شما پايين و نازل است .
« وَعَهْدُكُمْ شِقَاقٌ »
( و پيمانتان پر از مخالفت و اختلاف است . )
« شقاق » يعنى مخالفت ; ممكن است از مادّه « مشقّت » باشد ، زيرا دو نفر كه با هم
هامش
1 - سوره فتح ، آيه 29
2 - شرح ابن ميثم بحرانى ، ج 1 ، ص 291