پيدا مىشود و همه آن رشته ها پنبه مىشود ، اين است كه حضرت مىفرمايد :
« وَحَصَدُوا الثُّبُورَ »
( و هلاكت را درو كردند . )
جامعه اى كه تخم فساد كشت كرد رشدش هم مىدهد ، فساد جامعه را مىگيرد ، و اين جامعه يك دفعه هلاك مىشود ، عوض مىشود ; يعنى آن جمعيّتى كه منشأ اين فساد بودند شكست مىخورند ، از بين مىروند ، بنى اميّه و بنى عبّاس با آن همه قدرتى كه داشتند رفتند و در زباله دان تاريخ ريخته شدند و تاريخ هم به خوبى از آنها ياد نمىكند . مثلى است معروف كه « كلّ شىء تجاوز عن حدّه انقلب الى ضدّه » هر چيزى كه از حدّ خود تجاوز كند منقلب به ضدّش مىشود ; بنابراين نتيجه كشت فساد ، هلاكت و خسران دنيا و آخرت است .
غير قابل قياس بودن ديگران با آل محمّد
جمله قبلى تقريباً يك جمله معترضه بود و همان گونه كه عرض كردم سيّد رضىّ قسمت هايى از خطبه را ذكر كرده اند .
حضرت دوباره راجع به فضائل آل پيغمبر صحبت مىكنند و مىفرمايند :
« لاَيُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) مِنْ هَذِهِ الْاُمَّةِ اَحَدٌ »
( با آل محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) از اين امّت احدى مقايسه نمىشود . )
يعنى هيچ كس در اين امّت هرچند عملش زياد و مقامش بالا باشد به آل محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نمىرسد ; هيچ يك از علما و دانشمندانى كه در زمان امام باقر و امام صادق ( عليهما السلام ) بودند ، علمشان به امام باقر و امام صادق نمىرسيده .
« وَلاَيُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ اَبَداً »
( و مساوى و همرديف با آل محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نمىشوند كسانى كه نعمت آل محمّد هميشه بر آنان جارى است . )