اهداف و رموز معنوى حج
« جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلاَمَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ »
( خداى تبارك و تعالى حج و پناه بردن به خانه خود را علامت تواضع مردم در برابر عظمت خدا قرار داده است . )
البته خدا جسم نيست كه در مكانى باشد ، اقبال مردم به طرف مكانى كه به نام « خانه خدا » خوانده شده است سمبل و مظهر است براى اين كه دلهاى آنها هم به طرف خود حق تعالى حركت كند ; اين اقبال بدنها به طرف خانه ، نمونه و جلوه اى بايد باشد از اقبال دلها به طرف ذات حق ، و به همين جهت است كه مىفرمايد : خداوند قرار داده است اين اقبال به طرف خانه را نشانه اى براى اين كه دل آنها در مقابل عظمت خدا تواضع و فروتنى كند ; در طواف كه بدن انسان دور خانه خدا مىگردد ، بايد دل و روح انسان نيز در ملكوت اعلى پرواز نمايد و گردش بدن نشانه پرواز روح باشد .
« وَاِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ »
( و حج خانه خدا نشانه اقرار مردم به عزّت حق تعالى است . )
« عزّت » به معناى غلبه است . يعنى حق تعالى بر همه ما غالب است ، و ما بايد در مقابل او خاضع و خاشع باشيم .
« وَاخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمّاعاً أَجَابُوا اِلَيْهِ دَعْوَتَهُ »
( و از بندگانش برگزيده است شنوندگانى را كه دعوت حق تعالى را اجابت كردند . )
« سُمّاع » جمع « سامع » است يعنى شنونده ، مثل « طلاّب » كه جمع « طالب » است .
قرآن كريم در سوره حج نقل مىكند : وقتى كه حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) و اسماعيل ( عليه السلام ) خانه خدا را ساختند به حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) دستور داده شد كه مردم را دعوت كند :