در ادامه آن فرموده اند :
9 - « بَيْنَ مَأْخُوذِ مِيثَاق فِى عِلْمِهِ ، وَمُوَسَّع عَلَى الْعِبَادِ فِى جَهْلِهِ »
( از آيه و حكمى كه بر دانستن آن پيمان گرفته شده ، و آنچه توسعه داده شده است بر بندگان كه ندانند . )
آيات و مطالب قرآن دو دسته است : يك دسته چيزهايى است كه خدا از مردم پيمان گرفته و مردم بايد آنها را بدانند و نمىتوانند بگويند ما آگاه نبوديم ، آنها آياتى است كه مربوط به احكام است ; مثل نماز ، زكات ، حج و . . . نگفتن دروغ ، دورى از تهمت و غيبت و نهى از گناهان صغيره و كبيره و . . . در حديث داريم كه روز قيامت يك نفر را مىآورند و از او مىپرسند چرا فلان وظيفه را انجام ندادى ، اگر پاسخ داد كه آن را نمىدانستم به او مىگويند : چرا درصدد بر نيامدى كه آن را بياموزى ، جاهل بودن عذر نمىشود ; البته دو قسم جاهل داريم : جاهل قاصر و جاهل مقصّر .
جاهل مقصّر يعنى كسى كه به اصل مسأله و نادانى خود توجّه داشته ليكن كوتاهى كرده ، مثلا به ذهنش مىآمده كه شايد چنين مطلبى در اسلام باشد ولى بى اعتنايى كرده است . اما اگر يك نفر كوشش و جديّت كرده است ولى بالاخره مطلب برايش مجهول مانده يا اين كه خلافش را برداشت كرده ، در آن صورت قاصر است ، و اين امر حتى براى بزرگان علما هم ممكن است ، چون اينها هم معصوم نيستند ، ممكن است شخص عالمى در يك مسأله اى كمال كوشش و جديّت را كرده ولى اشتباه فهميده باشد ، او جاهل قاصر مىباشد ، البته چنين فردى ديگر عقاب ندارد .
« بَيْنَ مَأْخُوذِ مِيثَاق فِى عِلْمِهِ »
( از حكمى كه براى دانستن آن پيمان گرفته شده . )
« وَمُوَسَّع عَلَى الْعِبَادِ فِى جَهْلِهِ »
( و آنچه توسعه داده شده است بر بندگان كه ندانند . )
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 550
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٥٥٠