تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
سنخ آن و شبيه آن در عالم طبيعت وجود دارد نظير زنده شدن مرده قبول داشته باشد ، زيرا اژدها شدن عصا يا زنده شدن مرده ذاتاً امكان دارد منتها در زمان طولانى و شرايط خاصّى بايد باشد و خدا اين قدرت را دارد كه آنها را در زمان كمى به وجود آورد ، و معجزه هم به اذن خدا مىباشد .

معجزه با ادّعاى پيامبرى چه ارتباطى دارد ؟

اشكال ديگرى گرفته اند كه معجزه با ادّعاى نبوّت چه ارتباطى دارد ؟ اگر معجزه را دليل نبوّت قرار دهيم ، مثل اين است كه فردى ادّعا كند كه پزشك است و براى اثبات ادّعايش بگويد : من مثلا به آسمان مىپرم . خوب بر فرض اگر كسى به آسمان بپرد چه ربطى به پزشكى او دارد ؟ جواب اشكال اين است كه معجزه انبيا از سنخ اين مثال نيست ، براى ارتباط اعجاز با مدّعا دو بيان مىتوانيم داشته باشيم : يكى اين كه كسى كه ادّعا مىكند ، معنى ادّعايش چيست ؟ ادّعاى نبوّت ادّعاى ارتباط با خداست ، و چون اين ادّعا را دارد قهراً بايد بتواند كارهايى كه از طرف خداست انجام دهد ; فقط خداوند متعال قدرت چنين كارهايى را دارد ، و از اين راه ارتباط او با خدا ثابت مىشود . مثلا كسى كه مدّعى ارتباط نزديك با كسى باشد معمولا از او يك نشانى خاصّى مىخواهند تا صداقت او تأييد شود . بيان ديگر اين است كه پيامبر كه ادّعاى ارتباط با خدا مىكند در حقيقت ادّعاى وحى كرده است ، وحى به چه معنى است ؟ يعنى ادّعا مىكند كه خداوند متعال به وسيله جبرئيل با او صحبت كرده است كه اين خود امرى خارق العاده است ، زيرا براى بشر عادى چنين امرى هرگز اتفاق نمىافتد ، و قهراً براى اثبات اين ادّعا بايد كارى انجام دهد كه خارق عادت و قهراً مخصوص خداست . بهترين دليل بر اين كه معجزه نشانه حق و حقيقت است اين است كه طلب معجزه در فطرت و ارتكاز مردم