نيستند ، بلكه علّت حركت هستند كه مثلا نطفه را از جايى به جاى ديگر حركت مىدهند ; و اصولا تمام علّتهاى مادّى علّت حركت هستند و در حقيقت مُعدّات و ابزار علّت حقيقى هستند ، و علّت حقيقى قدرت ديگرى است كه از نطفه متعفّن ، انسانى به وجود مىآورد داراى هوش و استعداد و عقل ، هرچند ما آن قدرت را با چشم نبينيم ، قرآن مىفرمايد : ( هو الّذى يصوّركم فى الارحام كيف يشاء ) ( 1 ) خداست كه شما را در رحمها به هر نحو كه مىخواهد صورت بندى مىكند .
همان گونه كه ما از مشاهده يك ساختمان بسيار جالب به علم و حكمت و قدرت و سليقه سازنده آن پى مىبريم ، از ساختمان وجودى انسانها و اين جهان گسترده و موجودات عجيب و خارق العاده آن نيز به وجود و علم و قدرت و حكمت به وجود آورنده آن پى مىبريم ; و حكمت او يعنى اين كه هر چيزى را به جاى خود و براى هدفى كه از آن منظور بوده درست و حساب شده قرار داده است ، بدون اين كه كوچكترين برخورد و جريان بدون نظم و حسابى ديده شود ، بلكه هر موجودى در وقت خود و براى هدفى معيّن و در شرايطى دقيق به وجود مىآيد .
بنابراين وقتى كه همه اين عالم را خداى تبارك و تعالى روى حساب و براى هدفى خلق كرده و براى آن حكمتى در نظر گرفته است ، آن وقت اين انسان كه با يك حساب اشرف مخلوقات است زيرا هم كمال جمادات و هم كمال نباتات و هم كمال حيوانات را دارد و علاوه بر آن قوّه عقل و تميز و ادراك هم دارد ، لابد براى خلقت او هدف بزرگى در نظر گرفته شده و مهمل و بدون هدف خلق نشده است . اگر هدفى بسيار بزرگ از خلقت انسان نبود معلوم مىشود كه خداى تبارك و تعالى حكمت ندارد ، و مَثَل كار خدا مَثَل كار يك كوزه گر مىشد كه تندتند كوزه مىسازد و بعد هم آنها را به سرعت مىشكند .
هامش
1 - سوره آل عمران ، آيه 6