ضرورت آشنايى با على ( عليه السلام ) و نهج البلاغه او
ما محتاج على ( عليه السلام ) و شناختن او هستيم . بخشى از منبع شناخت او تاريخ زندگانى اوست و بخشى ديگر نهج البلاغه او . زندگانى او كتاب ناطق و عملى اوست و نهج البلاغهاش كتاب كلمه و بيان .
« قبل از هر شعر و هر ستايش و هر تجليلى از على و حتى قبل از محبت على ، معرفتِ على است كه نياز زمان ما و جامعه ماست . محبت بى معرفت ارزش ندارد . . . على اگر يك رهبر است ، يك امام است و يك نجات بخش است ، و مكتب او اگر روحِ يك جامعه است ، اگر راهِ يك جامعه است و اگر نشان دهنده مقصد و حيات و تمدن در يك ملّت است ، در آشنايى با مكتب او و آشنايى با شخصيت اوست ; نه محبت تنها نسبت به كسى كه نمىشناسيم ، زيرا اگر محبت تنها بدون آشنايى ثمرى مىداشت بايد به نتايج بزرگ مىرسيديم ; امكان ندارد جامعهاى و ملّتى على را بشناسد و مذهب على را بفهمد و بداند و از شكنجه آميزترين و سخت ترين محروميت هايى كه جامعه هاى عقب مانده دارند رنج ببرد . اگر مىبينيم پيرو على و كسى كه براى على اشك مىريزد و كسى كه محبت على در قلبش موج مىزند سرنوشتش و سرنوشت جامعهاش دردناك است ، معلوم است كه على را نمىشناسد و تشيّع را نمىفهمد هرچند كه ظاهراً شيعه باشد .
نهج البلاغه بعد از قرآن بزرگترين كتاب ماست كه آن را نمىخوانيم و نمىدانيم و نمىشناسيم ، چنان كه قرآن هم همين طور ; از قرآن فقط ستايش مىكنيم ، مىبوسيم و تبرّك مىدانيم . چه تأثيرى مىتواند داشته باشد وقتى كه درونش را ندانيم چه مىگويد ؟
نهج البلاغه به اقرار اغلب دانشمندان و نويسندگان و ادباى حتى معاصر غير شيعىِ عرب زيباترين متن است ; . . . امّا من معتقدم كه از
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٤٢