« وَالْعَزِيمَةَ بِوَهْنِهِ »
( و آدم تصميم را به سستى و ضعف تصميم فروخت . )
آدم تصميم داشت كه به گفته خدا عمل كند . اهميت انسان به تصميم و اراده اوست . يك وقت انسان در يك كار مهمى تصميم مىگيرد بعد زن و بچه انسان و يا رفيق و فرد ديگرى چيزى مىگويد و انسان زود منصرف مىشود ، اين دلالت دارد بر اين كه انسان ضعف اراده دارد و قاطع نيست . اهميت مردان بزرگ روزگار به قاطعيت در تصميم آنهاست ، انسان قاطع وقتى فهميد اين راه حق است ديگر هيچ كس نمىتواند او را منع يا منحرف كند .
« وَاسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلا ، وَبِالْاِعْتِزَازِ نَدَماً »
( و آن خوشحالى را كه در بهشت داشت با ترس و وحشت عوض كرد ، و به جاى آن عزّت و بزرگوارى كه داشت پشيمانى براى خودش خريد . )
در بعضى نسخه ها « اغترار » آمده ، يعنى پس از گول خوردن پشيمان شد ، ولى اگر « اعتزاز » باشد مناسب تر است ، « إعتزاز » به معناى عزّت و بزرگوارى است .
آدم در بهشت خوشحال بود ، وقتى كه از آن گندم خورد به او گفتند از بهشت بيرون برو ، پس ترس و وحشت او را گرفت ، آن خوشحالى را كه در بهشت داشت با ترس و وحشت عوض كرد . و به جاى آن عزّت و بزرگوارى كه داشت پشيمانى براى خودش خريد ; يعنى كارى كرد كه دنبالش پشيمانى داشت .
اجمالا اين بيان حضرت على ( عليه السلام ) راجع به خلقت حضرت آدم و سجده ملائكه و تخلّف شيطان و فريب خوردن آدم توسط شيطان و بيرون كردن او ( آدم ) از بهشت بود .
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 345
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٣٤٥