تفاوت ابزار ادراكات در بيدارى و خواب
وسيله كار قوّه باصره چشم ، و وسيله كار قوّه سامعه گوش است . البته انسان در عالم طبيعت و مادّه به اين ابزار احتياج دارد ، وقتى كه خواب است ديگر از گوش نمىشنود ولى قوّه سامعه اش به كار است ; مثلا خواب مىبيند در يك باغ است و صداى آواز هم مىشنود ، در صورتى كه گوش طبيعى نمىشنود ، و يا خواب مىبيند كه با دست ميوه مىچيند و مىخورد ، در حالى كه دستش بى حركت است .
حواسّ باطنى وقتى به اين ابزار احتياج دارند كه بخواهند با عالم مادّه و طبيعت تماس بگيرند ، اما باغى كه در خواب مىبينيم از عالم مثال است و در آنجا انسان احتياج به ابزار طبيعى ندارد ، بلكه به ابزار مثالى كه از سنخ همان عالم است احتياج دارد .
« وَجَوارِحَ يَخْتَدِمُها »
( و داراى جوارح و ابزار مادّى است كه آنها را به كار مىگيرد . )
« جوارح » جمع « جارحة » است و مراد تمام ابزار طبيعى است نيست .
« وَأَدَوَات يُقَلِّبُهَا »
( و اعضايى كه در اختيار او باشد و تصرّف او را بپذيرد . )
« ادوات » جمع « ادات » است ، « ادات » يعنى آلتى كه انسان در انجام كارى از آن استفاده مىكند ; مثلا انسان از گوش و چشم خود استفاده مىكند . اين دو عبارت تقريباً يكى است و عطف تفسيرى است .
تا اينجا حضرت اعضاء و جوارح و قواى مدركه جزئى را نيز كه احساسات جزئى با آنها انجام مىشود ذكر فرمود .
قوّه عاقله
« وَمَعْرِفَة يَفْرُقُ بِهَا بَيْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ »
( و شناختى كه بدان حق را از باطل جدا كند . )