به راستى بسيار مشكل است كه شما بين شخصيتهاى بزرگ تاريخ جز على بن ابيطالب ( عليه السلام ) و چند تن انگشت شمار ديگر ، كسى را پيدا كنيد كه اين همه شرايط سازنده يك خطيب و سخنور بى مانند را داشته باشد ; و بدون شك اگر تاريخ مشاهير سخنوران عرب را به دقت بررسى كنيد ، خواهيد ديد كه در اين گفتار هرگز اغراق و گزافى وجود ندارد .
نهج البلاغه از نظر محتوا
گفتهاند : كلام على ( عليه السلام ) برتر از سخن بشرى و گنجينهاى است گرانبها از مسائل فكرى ، عقيدتى ، اجتماعى ، اقتصادى و سياسى كه بزرگان تاريخ بشرى به عمق آن پى نبردهاند .
به عنوان مثال مىتوان به موضوع حساس و اساسى اجتماعى ، يعنى مسأله رهبرى اشاره كرد كه همواره و در همه جاى دنيا موضوعى مهم بوده ، هست و خواهد بود .
خطبه ها و كلمات قصار اين كتاب عظيم گاه بسان قوانين و تئوريهاى اجتماعى ، سياسى ، اخلاقى و حقوقى عصرى است كه عصر اوج گيرى دانش و تمدن انسانى شناخته مىشود و گاه بلندمرتبه تر از آن و ژرف و جذاب و تأمل كردنى .
در محتواى نهج البلاغه قرنها پيش از عالى ترين حقوق انسانى ، حق حاكم بر رعيت ، حقوق مردم بر حكام ، حقوق مخالفان ، روش كشوردارى ، روان شناسى اجتماعى ، آسيب شناسى جامعه و گروههاى اجتماعى و . . . سخن به ميان آمده كه نشان مىدهد على ( عليه السلام ) عصرها و قرنها از نسل خويش پيش افتاده و شايد سِرّ تنهايى او نيز همين باشد .
از آنجا كه كتاب حاضر عهده دار شرح نهج البلاغه است و سفينهاى عظيم و راهوار در اقيانوس اين كتاب است كه خواننده به مدد آن مىتواند در نهج البلاغه سير كند و پهنه ها و كرانه هايى از آن را بنگرد و محتوايش را دريابد ، اين مقدمه از بيان اهميت و توصيف ناقص خود در باب محتواى نهج البلاغه بى نياز است و خواننده را به متن كتاب ارجاع مىدهد . امّا اين كتاب مخلوق كيست ؟ !