اسم فاعل آن هم بر همين وزن خواهد بود . بنابراين جمع « ساجد و راكع » نيز « سجود و ركوع » مىباشد . مىفرمايد : يك قسم آنهايى هستند كه هميشه در حال سجده هستند و ركوع ندارند .
« وَرُكُوعٌ لاَيَنْتَصِبُونَ »
( و ركوع كنندگانى كه هيچ گاه برنمى خيزند و هميشه به حال ركوع هستند . )
زيرا آنها مثل ما نيستند كه خستگى و ضعف و . . . در آنها راه داشته باشد . اين قسم از ملائكه اصلاً خلقتشان اين است كه هميشه به حال سجود و يا ركوع نسبت به حق تعالى هستند .
« وَصَافُّونَ لاَيَتَزَايَلُونَ »
( و يك دسته از آنها هميشه به حال صف ايستاده اند و هيچ گاه از هم جدا نمىشوند . )
و صف آنها هيچ گاه به هم نمىخورد . در روايات معراج هم دارد كه پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) مىفرمايد : در آسمانها ملائكه اى را ديدم كه هميشه به حال سجده و يا ركوع و يا تسبيح هستند . ( 1 )
« وَمُسَبِّحُونَ لاَيَسْأَمُونَ »
( و يك قسم از آنها هميشه به حال تسبيح هستند و هيچ گاه خسته نمىشوند . )
مثل ما نيستند كه نيرويشان از بين برود و بعد بخواهند تجديد قوا كنند . آنها نيروهايى برتر از مادّه هستند و در عالم مجرّدات خستگى راه ندارد .
بعضى شارحان مانند ابن ميثم بحرانى كه مذاق فلسفى هم دارند مىگويند : اصلاً قيام و ركوع و سجود مراتب خضوع است ، لازم نيست كه سجده ملائكه مانند سجده ما باشد كه به خاك مىافتيم و هفت موضع را به زمين مىگذاريم ، بلكه سجود منتهاى خضوع است ، ركوع هم مرتبه متوسط خضوع ، و قيام مرحله نازل آن
هامش
1 - منهاج البراعة ، ج 2 ، ص 11