بسم الله الرحمن الرحيم
« كائِنٌ لاَ عَنْ حَدَث ، مَوْجُودٌ لاَ عَنْ عَدَم ، مَعَ كُلِّ شَىء لاَ بِمُقَارَنَة ، وَغَيرُ كُلِّ شَىء لاَ بِمُزَايَلَة ، فَاعِلٌ لاَ بِمَعْنَى الْحَرَكَاتِ وَالْآلَةِ »
موضوع بحث ما درسهايى از نهج البلاغه بود . خطبه اوّل نهج البلاغه را مطرح كرديم ، كه در اوّل خطبه حضرت اشاره كردند به حمد خدا و بعد صفات خدا تا به اينجا رسيديم كه مىفرمايد :
« كائِنٌ لاَ عَنْ حَدَث ، مَوْجُودٌ لاَ عَنْ عَدَم »
( خدا موجود است اما نه اين كه حادث شده باشد ، موجودى است كه مسبوق به عدم و نيستى نيست . )
در اينجا شارحان گفته اند ( 1 ) « كانَ » در كلام عرب سه جور استعمال مىشود :
اوّل : « كان تامّه » است كه به معناى « وُجِدَ » مىآيد ، و اسم و خبر نمىخواهد . « كان » در اين صورت بر حسب لغت بر حدوث و زمان دلالت دارد ، « كان زيد » يعنى زيد موجود شد ، ظاهر اين فعل اين است كه زيد در زمان گذشته موجود شد ، چرا كه
هامش
1 - منهاج البراعة ، ج 1 ، ص 342 ; و شرح ابن ميثم ، ج 1 ، ص 127