تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
است كه واقعيت دارد و منشأ اثر است ، ماهيّت يك امر انتزاعى و اعتبارى است كه از موجودات انتزاع مىشود . بچه وقتى گريه مىكند هرچه به او بگويى شيرينى ، ساكت نمىشود ، اما وقتى وجود شيرينى بيايد ساكت مىشود . انسان كه گرسنه مىشود هر چقدر حرف نان را بزند سير نمىشود ، مگر اين كه نان را بخورد . پس چيزى كه خارجيت و واقعيت دارد و منشأ اثر است وجود است . ماهيّت امرى است كه از موجودات انتزاع مىشود . اين وجود خاص نامش انسان است ، انسانيت حدّ و اسمى است براى اين وجود خاص ، ماهيّت مىشود موجود باشد مىشود معدوم باشد ، اما وجود فقط وجود است . پس به قول صدرالمتألهين - كه حق هم همين است - چيزى كه اصيل است و واقعيت دارد و منشأ اثر است وجود است . ( 1 )

شناخت صحيح خدا مستلزم تصديق اوست

« اَوَّلُ الدّينِ مَعْرِفَتُهُ » نخستين امر دين شناخت واجب الوجود است ; يعنى وجودى كه وجودش از خود اوست . بعضى چيزها هست كه تصورش مستلزم تصديق است ، يعنى اگر خوب تصور كردى آن را تصديق مىكنى . من اجمالاً وقتى موجودات عالم را مىبينم تصور مىكنم وجود واجب الوجودى را كه وجودش از خودش است و علم و قدرت و حيات دارد ، اين مرحله تصور است ; بعد وقتى كه دقّت مىكنم مىبينم كه اصولاً وجود محال است كه عدم باشد ، زيرا چيزى كه عدم و وجود مىپذيرد ماهيّت است ; اگر يك چيزى حقيقت ذاتش هستى است ، آن ديگر نيستى نيست ، آنوقت تصديق به وجود او پيدا مىشود ; پس ذات حق تعالى عبارت است از وجودى كه واجب باشد ، يعنى وجودى كه محدود نباشد و غيرمتناهى باشد و فقط وجود باشد ، در اين صورت عدم در آن راه ندارد ، مانند نور ، مثلاً نور يك چراغ
هامش
1 - الاسفار الاربعة ، ج 1 ، ص 38
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 129 | الشيخ المنتظري