از يك آغاز مىكند و به اندازهء محدودى از عدد پايان مىپذيرد ، نتيجه آن مىشود كه زمان آغازى دارد و به آن مفروضى پايان مىيابد : و بدين ترتيب از قياس شكل اوّل پايانپذيرى و نوپديدى زمان آشكار مىشود .
و امّا براى شناختن پارههايى از زمان كه از قوّت به فعل بيرون آمده است ، يعنى سالها و ماهها و روزهاى گذشته و اندازهء آنها ، با عقل و قياس به هيچ وجه راهى نداريم .
هر لحظهاى كه براى آغاز زمان فرض كنيم ، ممكن است آغاز زمان به اندازهء يك آن يا به اندازهء هزاران هزار سال بر آن پيشى داشته باشد ، و در اين باب تنها بازگشت به شنيدن از راستگويى است ، و كتاب خدا و احاديث درست چيزى در اينباره نگفتهاند .
امّا اهل كتاب از جهودان و نصرانيان و جز ايشان از صابئان و مجوس ، همه در اينكه آغاز تاريخ با نخستين آدم بوده است اتّفاق كلمه دارند ، امّا در اندازهء زمان با يكديگر اختلاف فراوان دارند . ولى از آفرينش جهان سخنى نگفتهاند ، و اين به سبب سخنى است كه در آغاز تورات آمده و اگر به لفظ نباشد به معنى چنين است : « در آغاز خدا ذات آسمان و ذات زمين را آفريد ، و زمين ويرانه بود و باد خدا بر روى آب مىوزيد « 1 » » پس چنان پنداشتند كه اين نخستين روز هفتهء آفرينش جهان است . و اين روز با شبانهروز ما سنجيده نمىشود ، چه اين شبانهروز با برآمدن و فرورفتن خورشيد پيدا مىشود ، و خورشيد و ماه در روز چهارشنبهء آن هفته آفريده شده بود ، پس چگونه ممكن است روز آن زمان با روز امروز ما شمرده شود ؟ ! و قرآن در اينباره گفته است :
«
يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
« 2 » - [ روزى در نزد پروردگارت همانند هزار سال از سالهايى كه شما به شمار مىآوريد ] » ، و در جاى ديگر :
« فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
« 3 » - [ در روزى كه اندازهء آن پنجاه هزار سال
هامش
( 1 ) - عبارت آغاز سفر پيدايش فارسى چنين است : « در ابتداء خدا آسمانها و زمين را آفريد و زمين تهى و بائر بود و تاريكى بر روى لجه و روح خدا سطح آبها را فروگرفت » .
( 2 ) - سورهء حج ، آيهء 47 .
( 3 ) - سورهء معارج ، آيهء 4 .