« فصل
XXXIII
» « عصر بيرونى » « ( نيمهء اوّل قرن يازدهم [ ميلادى ] ) »
« تجديد فعّاليّتى كه از خصوصيّات نيمهء دوم قرن دهم بود ، با شدّت بيشتر در نيمهء اوّل قرن يازدهم دنبال شد .
در آخرين فصل اين كتاب خواهيم ديد كه اين فعّاليّت عظيم را در نيمهء دوم اين قرن كندشدنى در پى بوده است ؛ ولى اكنون در اينباره از پيش چيزى نمىگوييم .
اين نيمهء اوّل قرن يازدهم را بايد اوج انديشهء قرون وسطايى به شمار آورد . شمارهء بزرگان علم چندان زياد است - ابن يونس ، ابن الهيثم ، بيرونى ، ابن سينا ، علىّ بن عيسى ، كرخى [ كرجى ] ، ابن جابيرول ( همه مسلمان ، جز آخرى كه يهودى بود ) - كه مايهء پريشانى مورّخ مىشود . ولى ، با آنكه همهء اينان ، و مردان ديگرى كه پس از اين نام خواهيم برد ، مردان برجستهاى بودهاند ، دو نفر در ميان ايشان يك سر و گردن از ديگران بلندترند : بيرونى و ابن سينا . و اساسا به علّت وجود همين دو نفر بوده است كه اين دوره چنان باشكوه و برجستگى
هامش
بقيهء حاشيه از صفحهء قبل به همان قرار كه ما مسلمانان علامت اختصارى « صلعم » را به جاى صلى اللّه عليه و آله و سلم مىآوريم ، علامت اختصارى انگليسى« sl'm »را كه همان صلعم است آورده است ، و بههمين جهت براى او كه بوى مسلمانى از سخنش استشمام مىشود ، طلب مغفرت مىكنم و مىگويم رحمة اللّه عليه رحمة واسعة .