منقاد من مىبايد بود . ( ترجمه ، ص 67 )
نيز :
مراد از وجد واردى است كه از حق تعالى بر دل آيد و باطن را از هيئت خود بگرداند به احداث وصفى غالب چون حزنى يا فرحى . ( مصباح ، ص 133 )
از جملهء اشارات وجد است . وجود وجد واردى است كه از حضرت عزّت به اندرون بنده رسد و از اين وارد يا فرح ظاهر شود يا حزن . ( ترجمه ، ص 193 )
ايضا :
شك نيست كه در سفر ، تمرين نفوس طاغيه و تليين قلوب قاسيه اثرى عظيم و فايدهاى جسيم دارد ؛ چه مهاجرت اوطان و خلّان ، و مفارقت معهودات و مألوفات ، و مصابرت بر مصائب و نوايب نفوس و طباع را از ترسّم و تقيّد به رسوم و عادات و قيود و مرادات آسوده و آزاد گرداند و اثر قساوت غفلت لاهيه و ساهيه بردارد . ( مصباح ، ص 263 )
و نفوس از رنج سفر و سختى راه نرم شود و به مقاسات كأسات شربتهاى بدگوار و قطع كردن مسافات با نيّت صادق ، همان مقام بتواند يافت كه اهل خلوات به كثرت نوافل و او راد و طاعات . و سفر دبّاغ نفس است سالك را . ( ترجمه ، ص 59 )
اسانيد در هر دو اثر محذوف است اينك چند نمونه :
چنان كه در حديث آمده است : اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينطر بنور اللّه ( مصباح ، ص 79 )
در خبر آمده است كه خير الاصحاب عند الله تعالى خيرهم لصاحبه ( ترجمه ، ص 67 )
چنان كه در خبر است كه اوّل ما خلق اللّه تعالى العقل . ( مصباح ، ص 102 )
كه رسول - صلعم - گفته است : انّ اطيب ما يأكل الرّجل من كسب يده . ( ترجمه ، ص 77 )
و تمسّك بدين حديث كه شرّ الأمور محدثاتها و كلّ محدثة بدعة . . . ( مصباح ، ص 146 )
ما تركت بعدى فتنة اضرّ على الرّجال من النّساء . ترجمه ، ص 86 )
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة مقدمه 57
مساهمون: عمر السهروردي
صمقدمه ٥٧