انّ اطيب ما يأكل الرّجل من كسب يده ، حلالترين طعامى كه مرد خورد آن باشد كه به كدّ يمين و عرق جبين به دست آورد . ( ص 77 )
گاهى به تفصيل پرداخته است :
فالنّجاء فالنّجاء : بشتابيد و مخرج اين كار طلب كنيد كه شما طاقت مقاومت و محاربت ايشان نداريد . ( ص 5 و 6 )
گاهى ، در ساختن جمله و عبارت ، تركيبات پيچيده به كار مىبرد :
و هر آنگاه كه مصلحت در تأهل بينند بىدواعى هواى نفس و بواعث رعونت طبيعى مباشر آن شوند . ( ص 85 )
جايى كه آزاد از قيد ترجمه سخن مىراند ، به صنايع ادبى مىگرايد :
واصلانى كه طيّاران هواى قدس و سيّاران بيداى انس باشند ، مطالع جمال الهى توانند شد و به كمال حق تعالى را جمالى هست كه به حواس ادراك آن نتوان كرد ( ص 94 )
نيز :
از مقعّر درياى خاطر برمىدارد و بر جيد وجود مريد مىافشاند . ( ص 164 )
آنجا كه سخن از سير و سلوك صوفيانه و اعمال و عبادات زاهدانه است ، چون خود صوفى و شاعر است ، نوشتهء وى از دل بر مىخيزد و رنگ و جلايى جالب پيدا مىكند :
و ببايد دانست كه امداد اشواق و آثار اذواق ، در سينهء سالك ، به واسطهء گرسنگى و تشنگى پيدا شود . پرتو حالات و مخايل كمالات بر صفحات احوال سالك به سبب جوع و ترك هجوع ظاهر و زاهر شود . گوئيا گرسنگى كاروانى است از مصر عنايت احديّت ، پيراهن يوسف وصل دربار دارد . چون سالك سوخته بوى وصل جانان از در و ديوار زمان مىشنود ، فرياد برمىآورد . ( ص 138 )
نيز :
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة مقدمه 36
مساهمون: عمر السهروردي
صمقدمه ٣٦