تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرقه هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩

به جاى يادداشت مترجم

متن انگليسى كتاب را يكى از بزرگان اهل تمييز ارزانى فرمود با اين تأكيد كه « مؤلف معتبرترين متخصّص تشيّع در غرب است . » تعريف قصار معرّف راست گفتار نوانديشه اشتياق كهن اين رقم پيشه را به مداقه در دقايق انديشه - يا به سخن جامع‌تر - پندار ، گفتار و كردار آن پيشينگان - اهل سلف ما سوف عليهم - كه آمدند ، كوشيدند زيستند و رفتند در ذهن مدهوش و انديشه خاموش برانگيخته اين مشارق را خورشيدى شارق پديدار و جوشش و كوششى نوخاسته گريبانگير گشت :
شد چراغى پديد در وادى * از سخن‌هاى نغز استادى
طبع راغب شد و نشست به كار * همچو صنعتگران پيشه مدار
خامه بنوشت شرح انديشه * زشت و نيكو و اندك و بسيار
از نياكان نيك اندر فكر * از كريمان راست در گفتار
ليك آن جمله مردمان سترگ * همه زين خاك خاكپايه ديار
رخت بستند و غير حرف نماند * ليس فى الدار غيره ديّار
پس شمشير خامه برگرفته و با نامه به زاويهء انديشه رخت كشيد سير خورشيد و ماه را نديده گرفت :
چو شغل سخن سازيم پيشه بود * سرم روى زانوى انديشه بود
به كاوشگرى از پى ريشه‌ها * گرفتم قلم را زدم تيشه‌ها
بسى كافتم مغز افكار را * مگر تا به پايان برم كار را
طريق سخن‌پرورى نو كنم * سخن را و دل را بىآهو كنم