بنيادهاى فقهى اشعريان توسط اكثريتى بزرگ از شافعيان بازتاب يافت .
فزون بر آن ، كيش اشعرى در نيشابور از پايگاههاى جزمى حنبلى ، كه اشعرى خود با شيوههاى عقلى كلامى از آنان به دفاع برخاسته بود ، و باقلانى از بزرگان مكتب اشعرى همروزگار ابن فورك و ابو اسحاق اسفراينى در بغداد بيشتر از آنها پيروى همىكردند فاصله گرفت . ابن فورك كوشيد تا اصطلاحهاى آيين تشبيه يا مشبه ( كسانى كه معتقد بودهاند خداوند داراى پيكر انسانى است ) در حديث را به گونهاى استعارى تفسير كند و از تفسيرهاى افراطىتر معتزليان خوددارى نمايد « 1 » .
ابو اسحاق اسفراينى به ظاهر ژرفتر هم زير نفوذ نظريههاى معتزله بود « 2 » . مكتب اشعرى خاورى در نيشابور بود كه بيشتر خود را به گونه ميانگينى طلايى در ميان دو كرانه تشبيه و جبر از يك سو و معتزله از سوى ديگر مىديد .
مذهب حنفى هم در ايران و عراق فاقد اتحاد در بنيادهاى كلامى خود بود .
اختلاف معمول در ميان پيروان حديث و پيروان كلام وجود داشت . همه حنفيان هم از آموزشهاى كلامى منسوب به ابو حنيفه پيروى نمىكردند . معتزليان به ويژه در ميان جامعههاى حنفى عراق و باختر ايران نفوذى درخور توجه يافتند . گويا مكتب كلامى معتزله در زادبوم اصلىاش بصره اندك اندك از مذهب حنفى در زمينههاى فقه و مناسك پيروى كرد . مكتب معتزله از بصره به سوى خاور به خوزستان و فارس گسترش يافت ، و به ظاهر در شهرهايى همانند اهواز ، رامهرمز ، تستر ، عسكر مكرم ، سيراف و صيمره « 3 » پايگاههايى عاميانه و گسترده به دست آورد .
بيشتر معتزليان آن جاىها گويا از جامعه حنفى بودند . در بغداد در ميان متكلمان معتزلى مانند ابو عبد الله بصرى ( م 369 / 981 ) و مذهب فقهى حنفى پيوندى نزديك بود و شمارى از برجستهترين دانشمندان فقه حنفى مانند ابو الحسن كرخى
هامش
( 1 ) . م . واتM . Watt« ابن فورك ، در دانشنامه اسلام چاپ دوم » .
( 2 ) . « الاسفراينى » در دانشنامه اسلام چاپ دوم .
( 3 ) . ابو القاسم بلخى در عبد الجبّار « فضل الاعتزال » به كوشش ف . سيد . صص 111 به بعد المقدسى صص 410 ، 413 ، 415 .