تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرقه هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
كنند « 1 » . در همان حال آنها به ظاهر خود را در روزگار تقيه مىپنداشتند و از كوشش‌هاى انقلابى دست بازداشته بودند « 2 » . پس از اين از خليفه سخنى نيست . حمزه « 3 » پسر آذرك معروف‌ترين رهبر خارجيان در خاور زمين ، از تبار دهقانى ايرانى از سرزمين سيستان بود . او پيرو خارجىيى شورشى به نام حضين اق گشت ، حضين يكى از موالى بود كه در سال 175 / 791 - 792 در سيستان پرچم شورش برافراشت و در سال 177 / 793 كشته شد « 4 » . سپس او يك مأمور ماليات را كه هشدارهايش را درباره اينكه برابر قانون‌هاى شرع بايد كار كرد نپذيرفت ، بكشت و به ناچار سيستان را ترك كرد . چون به سيستان بازگشت خارجيان شورشى كه از براى پشتيبانى از خلف گرد آمده بودند با او بيعت كردند . در آغاز شايد نمىخواست كه رهبرى خلف را طرد كند . اين نظريه نخستين او به احتمال بسيار در اين عقيده منسوب به او بازتاب داشت كه تا هنگامى كه خارجيان به هم نه پيوسته و دشمنان ايشان سركوب نگشته‌اند در يك زمان بيش از يك امام مشروع مىتواند وجود داشته باشد « 5 » . چندى بعد حمزه با جماعت‌هاى خارجى ناحيه اختلاف پيدا كرد . بنا به نوشته بغدادى او به بيهسيان تاخت و بسيارى از ايشان را بكشت . اين تنها يادكردست از آن شاخه خارجى در خاور زمين . گويا بيهسيان گروهى كوچك بوده‌اند كه از عجارديان
هامش
( 1 ) . نشوان ص 171 . ( 2 ) . الفرق ص 75 بغدادى كه حالت سكوت و تسليم آنها را به سبب نبود امامى لايق در ميانشان مىداند بر خطاست . ب . اسكلادنكB . Skladanekبىآنكه مدركى ارائه كند مىگويد كه جنبش خارجيان در كرمان و مكران آشكارا عنصرهاى ايرانى را نپذيرفت (The Kh rijites in Iranيكم ص 88 ) اين به يكباره نامحتمل است . ( 3 ) . نگ ايرج افشار سيستانى ، بزرگان سيستان » ص 113 . م ( 4 ) . نگ باس ورثSist nص 92 همچنانكه باس ورث اشاره مىكند سخن شهرستانى كه حمزه را از پيروان حضين پسر رقاد مىداند گويا بر پايه تخليط نام حمزه با يك خارجى شورشى متقدم بوده است كه در سال 140 / 757 - 758 كشته شد . ( 5 ) . بلخى در نشوان ص 171 ؛ شهرستانى ص 96 .