( متوفّى به سال 1777 / 1191 ه . ) است . 99 خاندانش ريشهء اندلسى داشت و نيز دبير خاصّ مولاى محمّد بن عبد اللّه بود كه به دوران كارلوس سوّم به سال 1766 / 1179 ه . وى را براى گفت و گو دربارهء مبادلهء اسيران به اسپانيا فرستاد . حاصل اين سفر كتاب نتيجة الاجتهاد فى المهادنة و الجهاد بود كه چاپ نشده ولى نسخههاى خطّى آن فراوان و در محافل علمى معروف است .
غزّال در آغاز سفر از همان راه غسّانى رفت و ظاهرا گزارش سفر از كتاب غسانى اثر گرفته است و مانند او در همهء مراحل راه گزارش كافى مىدهد . 100 ولى به خلاف وى هدف سفر را ، كه آزادى اسيران مسلمان اسپانيا در مقابل فديه بوده است ، آشكارا بيان مىكند و ضمن آن مطالب بسيار به دست مىدهد . گزارش سفر همه ديدهها و شنيدههاى مؤلّف را منعكس مىكند .
غزال از مكناس درآمد و در راه از طنجه گذشت و بيست و پنجم مه سال 1766 / آخرين روز سال 1179 ه . در سبته بود و از راه دريا به جزيرة الخضراء رفت و از آنجا با عبور از طريف و شذونه راه اشبيليه ( سويل ) گرفت . از اشبيليه سوى مادريد رفت و از قرمونه ، اندوخر ، مانسانارس ، و موره گذشت . نزديك هشت ماه در مادريد بود كه در اثناى آن در قصر لاگرانخا به حضور شاه رسيد و همراه يك سفارت اسپانيولى بازگشت ولى راهشان جدا شد . شهر قرطاجنه بر ساحل مديترانه محل فراهم آوردن اسيران بود كه غزّال روز اوّل نوامبر 1766 / 1180 ه . پس از عبور از ارنخويس ( آرانگوئث ) ، طليطله ( تولدو ) ، موره ، القصر ، البسيط ( آلباثته ) ، يكلا ، الچه ، اوريوله ، و مرسيه ( مورثيا ) به آنجا رسيد . وقتى در قرطاجنه از ترتيب كار اسيران فراغت يافت آنها را از راه دريا به قادس ( كاديث ) فرستاد و خود او راه خشكى را ترجيح داد و از وادى آش ( گواذيش ) ، لورقه و غرناطه گذشت و آنجا در انديشه رفتن به مالقه بود . ولى باران مانع شد و از آنجا آهنگ قادس كرد و در راه از سانتافه ، لوشه ، ارشيذونه ، اسونه ، لبريجه ، و شريش گذشت . در شهر قادس با هشتصد و شصت اسير كه از برسلونه ( بارسلون ) ، قرطاجنه ، و كركى ، نزديك قادس ، به آنجا رسيده بودند برخورد و آنها را سوى مراكش برد و در ماه مه 1767 به آنجا رسيد . سال بعد ، يعنى 1768 / 1182 ه . ، غزّال نيز مانند غسّانى تعدادى نسخههاى خطّى عربى از اسپانيا همراه آورد . 101 علاقهء وى در مرحلهء اوّل به هدف سفر است و پس از آن به مسائل دينى توجّه دارد . از تكرار مطالب ديگران بخصوص در زمينهء تاريخ خوددارى مىكند . 102 دربارهء اخلاق و عادات و جشنها و عيدها سختگير است . دربارهء گاوبازى نظر منفى دارد . 103 به خلاف غسانى ، جامعهشناس و مورّخ نيست ، به جاى ديد جهانگردى كنجكاو ديد يك سفير مسلمان و معتقد دارد . بدين جهت كتاب وى در قياس با گزارشهاى ديگر ، مطالب جالب دارد و در هر يك از مراحل سفر نكات مهمّى از آثار و نقوش و تفصيلاتى از ساختمانها به دست مىدهد . 104 البتّه
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 603
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦٠٣