ميكرد و هم او به تهديد انصار ضمن شعرى بدين مضمون گويد :
« به زودى در ديار آنها فرياد الله اكبر انتقام عثمان را بايد گرفت خواهيد شنيد » عثمان رضى الله عنه غالباً اشعارى را كه حسان گفته بود ميخواند و مكرر ميكرد كه از آن جمله اينست « لذتى كه كس از حرام برد فنا مىشود و گناه و ننگ ميماند و عواقب بدى از نتايج آن ميبرد لذتى كه دنباله آن جهنم باشد سودى ندارد . » وليد بن عقبة بن ابى معيط برادر مادرى عثمان بود و شب دوم كشته شدنش نوحه او ميگفت و اين اشعار را ميخواند :
« اى بنى هاشم ما و حوادثى كه ميان ما بوده است چون شكستن سنگ است كه مرور زمان آن را التيام نخواهد داد . اى بنى هاشم چگونه ميان ما سازش تواند بود در صورتى كه شمشير و نيزههاى پسر اروى پيش شماست . اى بنى هاشم سلاح خواهر زاده خودتان را پس بدهيد و آن را بغارت مبريد كه غارت آن روانيست .
نامردى كرديد و او را از ميان برداشتيد تا جاى او را بگيريد چنان كه مرزبانان خسرو نيز روزى نامردى كردند . » و اشعار ديگرى نيز دنبال آن هست .
فضل بن عباس بن عتبة بن ابى لهب به جواب اين شعر و رد نسبتى كه به بنى هاشم داده بود گفت :
« شمشير خود را از ما نخواهيد كه شمشير شما گم شد و صاحب آن بهنگام وحشت شمشير را بينداخت . درباره سلاح خواهر زاده ما از اهل مصر بپرسيد كه آنها شمشير و نيزههاى او را ربودند صاحب اين كار پس از محمد ، على بود كه در همه جنگها همراه او بود . على دوست خدا كه دين او را يارى كرد و تو با اشقياى ديگر با او پيكار داشتيد تو مردى از اهل صفورا بودهاى و از آنجا آمدهاى و
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 704
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٧٠٤