و آيا پايتخت امويان و فاطميان و سامانيانرا از اين لحاظ همسنگ بغداد نمىتوان كرد ؟
اكنون شمهاى از سرگذشت اين دولتها را كه برسم روزگار هر يك نوبتى داشتند و برفتند و منزل به ديگران پرداختند ، نقل مىكنيم .
دولت صفاريان
يعقوب ليث صفار 354 - 265
دولت صفاريان بهمت يعقوب ليث صفارى پايه گرفت كه بر قلمرو طاهريان خراسان حمله برد و چيزى از متصرفات اين دولت را كه طاهر بن حسين بسال 205 بدوران مأمون بنياد كرده بود ، تصرف كرد و دولتى نو آورد . طاهريان در خراسان حكومتى نيمه مستقل داشتند در همه كار به رأى خويش بودند و به ظاهر از خليفه بغداد اطاعت ميكردند ، دولت ايشان بزرگ شد و حدودشان تا هندوستان رسيد و نيشابور را پايتخت خويش كردند و تا سال 259 در آنجا بودند .
يعقوب و دو برادرش در آغاز كار رويگر بودند و بزهد و پرهيزكارى تظاهر مى - كردند ، يعقوب پيشواى گروه " عياران " بود كه بسال 237 بلند آوازه شد و نيز يكى از سرداران صالح بن نصر كنانى بود كه سيستان را بگرفت اما طاهر بن عبد الله امير خراسان آن ولايت را از او پس گرفت .
پس از آن درهم پسر حسين پيشواى " عياران " بر سيستان تسلط يافت و چون عجز خويش را بدانست سپاه خود را به يعقوب سپرد و او كار عياران را عهده كرد و با خارجيان پيكار كرد و شكستى سخت به آنها داد و شوكتش فزونى گرفت و بر همه سيستان و هرات و پوشنگ و اطراف استيلا يافت و بسال 359 نيشابور پايتخت طاهريان را بگرفت و بفرمان خليفه كه وى را از اين كار بازميداشت اعتنا نكرد و ميگفت خراسانيان كس پيش وى فرستادهاند تا از شر طاهريان خلاصشان كند .
يعقوب از پس طاهريان نفوذ خويش را بر فارس و خراسان بسط داد و در حدود سيستان با تركان پيكار كرد و شاهان از او بيمناك شدند و شاه ملتان و رخج و طبسين