خوراك
با پيشرفت تمدن و فزونى ثروت ، در كار خوراك تفننها ميشد ، محمد صولى شاعر گويد : " روزى بحضور مكتفى به غذا بوديم غذائى نكو بود و نانى سخت نازك ، گفت شاعران وصف اين را گفتهاند ؟
و شعرى به وصف غذا گفتيم و او بپسنديد . " تفنن در غذا همهجا باب بود . مسعودى گويد : " هر روز بيست گوسفند بمطبخ يعقوب ليث در ديگهاى بزرگ مسى پخته مى - شد و ديگهاى سنگى خاص او بود كه هر چه ميخواست در آن مىپختند . هر روز اردك و حلوا و پالوده بود با آن ديگها كه غذاى گونهگون داشت و چيزى از آن را مىخورد و بقيه را بغلامان كه بدرون خيمهها بودند پخش ميكرد و پس از آن بسپاهيان اطراف خيمه ميرسيد . "
ابن طولون سفره رنگين داشت . خمارويه نيز به پدر اقتدا كرده بود و هر ماهه بر مطبخ خود كه بنام مطبخ عموم شهره بود 23000 دينار خرج ميكرد .
مقريزى گويد : " وى براى خانه حرم كه زنان پدر را در آن جاى داده بود . جيره فراوان مقرر كرد و خادمان و آشپزان بيشتر غذاها را بمردم ميدادند . "
انواع غذاها را از مرغ و گوشت بره ميكردند ، در پالوده تفننها بود . لوزينه و نان گوشتدار و حليم از حبوبات كه نام مأمونيه داشت همه جا بود ، يك قطعه گوشت مرغ يا گوسفند يا حلوا را بدرمى ميشد خريد و غالبا در شهرهاى بزرگ گوشت مرغ و حلوا آماده بود كه كسان هنگام ورود ناگهانى مهمان توانستند خريد .
سفره كافور نيز رنگين بود ابو المحاسن گويد : " هر روز بمطبخ كافور دو هزار و هفتصد رطل گوشت گوسفند و پانصد مرغ و پانصد كبوتر و صد اردك و پنجاه بره و صد بزغاله چاق مصرف ميشد با پانصد ظرف بزرگ حلوا كه هر يك بيست رطل وزن داشت با دويست و پنجاه طبق ميوه و ده ظرف نقل و پانصد كوزه فقاع و صد قرابه شكر و ليمو . "
فاطميان در اول سال هجرى و تولد پيغمبر و غره رمضان و عيد فطر و قربان سفره