تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اينكه ميگويد دين اسلام براى عربستان بوجود آمده بود بر فرض صحت مانع از آن نبود كه محمد براى تسلط و انتشار دين خود در نقاط ديگر تفكر كند زير اين فكر ، عملى شده باشد يا نه ، نتيجه اعتقاد راسخى بود كه محمد بصلاحيت دين خود داشت و آن را براى همه جهانيان مناسب ميدانست . چنان كه از مندرجات قرآن مستفاد مىشود محمد معتقد بود كه اسلام براى حالات و اوضاع مختلف مناسب است و همه چيز در قرآن بيان شده است . چنان كه خداوند گويد :
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ .
يعنى : ما اين كتاب را بسوى تو فرستاديم كه روشنگر همه چيز است و براى مسلمانان هدايت و رحمت و بشارت است . و باز گويد :
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
يعنى : در اين كتاب ( بيان ) چيزى را فروگذار نكرديم .

سخنان پيغمبر

سخنانى كه از پيغمبر روايت شده عموميت رسالت را تأييد مىكند ، از جمله اين كه دربارهء بلال مىگفت : او اولين ميوه حبشه است و دربارهء صهيب ميگفت : او اولين ميوهء روم است و دربارهء سلمان ميگفت اولين پارسىنژاد است كه بدين خدا گرويده است ، از اين قرار پيغمبر آشكارا ميگفت كه اسلام خاص عرب نيست و اينسخنان را وقتى ميگفت كه داستان جهانگيرى و فتح كشورهاى مجاور در خاطر عربها نمىگذشت .