تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
پيغمبر خود را از نگرانى نجات داد و وحى آسمانى عايشه را از تهمت مبرا ساخت .

صلح با قريش

سال ششم هجرت پيغمبر به قصد زيارت كعبه با هزار و چهارصد كس از مسلمانان راه مكه گرفت ، در نزديكى مكه مردم قريش سر راه بر او گرفتند و مسلمانان را از ورود به مكه مانع شدند . پيغمبر عثمان بن عفان را كه بنزد مردم قريش احترامى بسزا داشت به مكه فرستاد كه با آنها گفتگو كند . مردم قريش عثمان را نگاه داشتند و ميان مسلمانان چنين شهرت يافت كه او را كشته‌اند بدين جهت پيغمبر براى جنگ قريش مهيا شد و مسلمانانيكه همراه او بودند با وى براى جنگ و ثبات پيمانى بستند كه در تاريخ اسلام بپيمان رضوان معروف است . وقتى مردم قريش صورت حال را بدانستند در كار خود فرو ماندند و كسانى را بنزد محمد فرستادند تا وى را از ورود مكه منصرف سازند ، ولى فرستادگان كارى از پيش نبردند پس از آن گروهى را به پيشوائى سهيل بن عمرو كه سخنورى ماهر بود بنزد پيغمبر فرستادند سهيل با پيغمبر گفت : " نگاه دارى عثمان و همراهان او و زد و خوردى كه با مسلمانان رخ داده مربوط بخردمندان ما نيست بلكه كار سفيهان قوم است اكنون اسيران ما را رها كن . " پيغمبر گفت : " شما نيز كسانى را كه دستگير كرده‌ايد رها كنيد . " مردم قريش عثمان و همراهانش را فرستادند ، پيغمبر نيز دستور داد تا اسيران قريش را رها كردند .

شرايط صلح

پس از آن ميان پيغمبر و فرستادگان قريش پيمان صلح بسته شد كه شرايط آن چنين بود : اول آنكه مدت ده سال دو طرف به صلح باشند و با هم پيكار نكنند . دوم آنكه هر كس از مردم قريش بىاجازه ولىّ خود بنزد محمد رفت او را پس بفرستند . سوم آنكه مردم قريش كسانى را كه بگريز از محمد بنزد
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 144 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده