آغاسى باشى خود برگماشته است .
لواشوف « 14 » سردار روس نامهاى به صيدال خان « 15 » حاكم قزوين نوشته و خبر داده بود كه بازرگانان آنجا مىتوانند مانند روزگاران پيشين با گيلان داد و ستد و مناسبات بازرگانى داشته باشند . اسخارور از اين نامه نتيجه گرفت كه ظاهرا روسيان مايل به ادامهء جنگ با افغانان نيستند .
در تابستان 1727 طاعونى دهشت انگيز در سراسر گيلان شايع شد و خلقى عظيم را به هلاكت رساند و در ماه اكتبر فروكش كرد . روسيان سپاه امدادى براى ارمنيان به قفقاز فرستاده بودند تا با تركان كه گفته مىشد در ايروان سخت شكست خورده و تبريز را از دست دادهاند ، بجنگند .
پس از شكست افغانان در برابر روسيان در آنسوى قزوين هيچ واقعهاى رخ نداد . اندكى بعد روسيان گروهى را مركب از شش تن به ايلچيگرى نزد صيدالخان حاكم قزوين فرستادند اينان هر روز پنجاه محمودى هزينه داشتند . شاه اشرف عمر خان نامى را همراه با ميرزا اسماعيل مستوفى خاصه به قزوين فرستاد تا ببيند مىتوان قراردادى به امضاء رساند يا نه ، گفته مىشد كه روسيان تا قزوين تسليم نشود حاضر به گفتگو نيستند . افغانان يا مىبايست صريحا « آرى » گفته و بىدرنگ قزوين را تسليم و ترك كنند و يا « نه » بگويند و با حملهء روسيان مواجه شوند .
روسيان دوازده هزار تن ديگر قواى امدادى دريافت كرده به مازندران رفته بودند تا اين ولايت را نيز تسخير كنند . همچنين شايع بود كه سردار روس طهماسب ميرزا را براى عقد قراردادى به گيلان دعوت كرده است .
طهماسب ميرزا مايل به انجام دادن اين كار بوده اما مشاورانش او را از آن كار بازداشتهاند . بعد دوباره شايع شد كه سپاهيان تازه نفس روسى از حاجى ترخان آمدهاند و هر روزه تقويت مىشوند اما مقصد و هدفشان روشن نيست بنابراين افغانان
هامش
( 14 ) -Levashov( 15 ) - ظ سيد على خان ؟Said Ali Khan