پاسخ داد : آقاى دوكلين « 30 » به جاى من رياست يافته اينست كه من ديگر نمىتوانم دستورى صادر كنم . اگر اجازه دهيد كه به شركت رفته و در آنجا با همكاران شوراى شركت به رايزنى پردازم شايد بتوانم در اين باره تصميم رضايت بخشى بگيرم .
عبد اللّه خان گفت : به اعضاى شورا بنويس كه براى مشورت با تو به خانهء من بيايند .
البته پاسخ اتلام منفى بود و موجب شد كه عبد اللّه خان بگويد تا وقتى كه هرمز را به من تحويل ندهند اين سه هلندى را آزاد نخواهم ساخت . و اگر به زودى جزيرهء هرمز تحويل نشود اين سه تن را به اصفهان خواهم فرستاد . 67
پيش از اين در اصفهان چه رخ داده و واكنش حكومت نسبت به رويدادهاى بندرعباس چه بوده است ؟
در 18 نوامبر 1728 در ساعت 19 يك ريكا ( چاپار ) آمد تا نيكلاس اسخارور را نزد اعتماد الدوله برد . اسخارور در نزد اعتماد الدوله ، ناظر بيوتات او ، ميرزا فتح - اللّه ، منشى خصوصى او ميرزا رضا و ميرزا ابراهيم و برادرش عبد اللّه خان سردار گرمسيرات را ديد اين اخير براى منقاد ساختن شيخ جباره كه سال پيش در گرمسيرات شورش برانگيخته بود مأمور شده بود . عبد اللّه خان مىبايست پس از منقاد ساختن شيخ جباره به مطيع ساختن بلوچان پردازد . به هلنديان گفته شد كه عبد اللّه خان را در اين لشكركشىها با عاريه دادن يك يا دو كشتى يارى دهند تا با اين كشتىها ذخاير و تجهيزات جنگى خود را نزديك كيج مكران پياده كند .
وى همچنين از شركت هلند خواست كه براى برادرش سرب و باروت فراهم كند . اسخارور پاسخ داد كه به احتمال قوى در آنجا كشتى وجود ندارد و اگر كشتىئى هم بيايد فقط براى آنست كه ببيند كاركنان واك هنوز زندهاند يا نه . گذشته از اين حقيقت كه اتلام سرب و باروت بسيار اندكى در اختيار دارد ، و مجاز نيست كه به كسى سرب و باروت بفروشد . سرانجام عنوان نمود كه هلنديان مقيم اصفهان هر چه داشتهاند ربوده شده و تخلفاتى كه زبردستخان كرده هنوز ادامه دارد . اما اعتماد الدوله گفت :
هامش
( 30 ) -Mr . de Cleen