اين شهر هم نگردد « 28 » و اين شهر را در آبادانى و رشد نگهدارد . آنگاه من به تن خود او را وادار به اين كار كردم .
دربارهء اين امر با همهء بزرگان شهر « 29 » مشورت كردم و آنها راضى شدند كه هر يك به سهم خود كمك كنند . بنابراين من خود بر اين هديه كه توسط برخى از بزرگان شهر برده مىشود يك خلعت ، قدرى مهمات و آذوقه خواهم افزود تا بلال از آمدن چشم پوشد . ايسورداس « 30 » دلال شركت به عنوان رئيس « 31 » بنگ سالىها « 32 » نه همان با اين تصميم موافقت نمود ( پشت برگ 3485 ) بلكه راضى شد كه آن سهميه را از گروه خودش گرد كند و قول دهد كه بعد از ظهر پس بدهد اما به جاى انجام دادن اين كار به خانهاش رفت و همانجا ماند . « 33 » ايسورداس همچنين ، بانيانى را كه در پشت اين نامه از آنها ياد شده ، به نافرمانى و شورش ترغيب كرده و نزديك صد تن از آنها
هامش
( 28 ) - اين عبارتى كه دربارهء آبادان نگهداشتن اين شهر مىگويد تناقض دارد . اين شهر از دست جور او فريادش به آسمان بلند است .
( 29 ) - درست است اما از روى ترس اين كار را كرد تا از جهات ديگر وسايل نيرومند - ترى پيدا كند لكن اينان در آغاز اعتراض نمودند و گفتند ما قبلا دوشيده شدهايم . و اگر او همچنانكه به وى توصيه گرديد از سوى خودش و مديران دو شركت هلند و انگليس نامهاى به بلال نوشته بود كه كسى خواستار آمدنش نيست شايد نتيجهاى بسيار خوب مىگرفت . اما اين كار با منافع خصوصى او سازگار نبود .
( 30 ) -Issouradas( 31 ) - ايسورداس اين ماجرا را كاملا انكار كرده مىگويد : من به او گفته بودم كه نخست بايد دربارهء اين كار با كاپيتان ( اتلام ) حرف بزنم .
( 32 ) -Bangesaliesبنگ ساليس به نام يك كاست هندى اشاره دارد كه بانيانهاBanyansمتعلق به آنند آن كاست غالبا به كمباتىCambatieمعروف است ( رك در زير ص 132 + 131 )
( 33 ) - او با برادرش اتومشانتOttumsjantدر اين شركت نگهدارى شده است . آن به اصطلاح شورش و نافرمانى را فقط مىتوان به عنوان تأييديهاى براى اتهام خودش پنداشت آنچه پس از آن نوشته دروغى بزرگ است زيرا اين دو تن فقط دو روز و دو شب در شركت نگهدارى شدهاند تا مقام خاص خود را حفظ كنند .