بسته با شمشير او را بكشت [ 1 ] و « فاتك معتضدى » را نيز كه در كنار وزير بود و بر حسين پرخاش كرد بكشت [ 2 ] . مردم سراسيمه شدند ، حسين بن حمدان به سوى كاخ دويد . او گمان مىكرد مقتدر را نيز كه در حال توپ بازى است خواهد كشت . ولى چون مقتدر از سر صدا ترسيد ، به اندرون رفته [ ياران ] درها را بر روى حسين بستند . او به خانهء معروف به سليمان بن وهب در « مخرم [ 3 ] » رفته كس بنزد عبد الله بن معتز فرستاده پايان كار را به دو آگاهى داد . عبد الله از خانهء خود كه در « صرات » داشت پائين آمده از آب گذشته به « مخرم [ 3 ] » رفت . سرداران سپاه و ديوانيان با على بن عيسى و محمد بن عبدون و دادرسان و سران مردم بجز ابو الحسن بن فرات و نزديكان مقتدر [ 4 ] همگى بيامدند و با عبد الله بن معتز بيعت كردند و بدين ترتيب خلافت به دو واگذار شد و « مرتضى بالله » لقب گرفت . ابو عبد الله محمد بن داود بن جراح را به وزارت و على بن عيسى را بر ديوانهاى * اصلى [ 5 ] بگمارد و ديوانهاى « ازمه » را به محمد بن عبدون داد و بخشنامهء
هامش
[ ( 1 - ) ] « صلهء » عريب : 26 . محمد بن عبد الملك همدانى نيز در تكملهء « تاريخ طبرى » گويد : اين وزير پسرى به نام ابو جعفر محمد داشت كه پس از كشتن پدرش به بخارا رفته ، نزد پادشاهان سامانى بماند . / /M: عريب كه سنىتر از مشكويه است عباس وزير را بىدين مىداند كه به پيامبر اهانت مىكرده است .
[ ( 2 - ) ]M: متن : « و قتله » است ولى فاتك معتضدى كه از غلامان معتضد بود . دو سال بعد براى جنگ به شيراز گسيل شده است ( خ 5 : 80 ) پس شايد قتله به معنى ضربه يا تصحيف آن باشد .
[ ( 3 - ) ]M: اين محل در خ 5 : 91 . 129 . 253 دار الوزارة خوانده شده است .
[ ( 4 - ) ] گفتار ابن معتز دربارهء او و على بن عيسى در كتاب « الوزراء » : 137 ديده شود .
[ ( 5 - ) ]M: متن : و قلد على بن عيسى الدواوين و الاصول ، و محمد بن عبدون دواوين الازمة . . .
گويا « و » در عبارت « و الاصول » زيادتى در چاپ باشد ، زيرا كه در خ 5 : 365 « الدواوين الاصول و الازمة » بى واو ديده مىشود . چنان كه مىدانيم ديوانها دو گروه بودهاند ، ديوانهاى اصلى و ديوانهاى زمام ، كه گروه دوم دفترهاى بازرسى براى كنترل ديوانهاى اصلى بودهاند .
در اين كابينه ، ابن معتز خليفه ، محمد بن داود جراح را به وزيرى گمارد ، كه به جاى