تا آنكه حناط [ 1 ] او را آزاد كرد و به كرمان رفت و همين سبب پيشرفت او و پيوستن او به امير ابو حسين احمد بن بويه شد . جدا شدن طاهر گيلى و يارانش ، ياقوت را بيفسرد و زبان يارانش را بر او دراز كرد ، او ترسيد مبادا فرماندهى را به يكى از سردارانش بدهند و او را رها كنند ، پس روند كار را براى ابو عبد الله بريدى نوشت و گفت : تو دبير من هستى ، ادارهء سياست من با تو است من كار مردان خودم را به رأى تو واگذاشتهام تا آن را رهبرى كنى !
گزارش نيرنگى كه بر ياقوت به كار رفت :
ياقوت به مردى فرومايه بنام ابو بكر نيلى اطمينان داشت و به او مانند پدر مىنگريست ، در برابر دستورهاى او ، با همه پستى و بىمايگى سر فرود مىآورد [ 2 ] .
ابو عبد الله بريدى با چنين مرد كه پيامآور سخنان ياد شده از ياقوت ، نيز شده بود ، نقش دوستى ريخت و به او گشايشها داد ، پس براى ياقوت نوشت :
سپاهيان تو فاسد شدهاند و برخى از ايشان بايستى پاكسازى شوند ، على بن خلف بن تناب خيانت كرده ، مالى را بنام اين گروه بلند كرده ، به برخى از آنان افزايشها داده است . اكنون بهتر است كه اينان به نزد او [ بريدى ] فرستاده شوند تا به ايشان بفهماند ، كه اين افزايشها سبب بريده شدن اصل جيره دولتى آنان خواهد شد . به گوشهايشان بخواند كه براى نگاهدارى اصل جيره ، بايستى از افزايشها چشم پوشند .
* اين روشنگرى را نيز تنها در اهواز مىتوان انجام داد ، زيرا كه ايشان در گروههاى جداگانه به آنجا مىآيند و اگر نپذيرند و يا بىادبى نمايند با سپاه پادگان اهواز أدب خواهند شد ، و هر گاه همين سخن در « عسكر مكرم » به آنان گفته شود ، گروههايشان همدست و هم پيمان شوند و در چنان وضع ، كاهش جيره امكانپذير نخواهد بود .
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابو العباس احمد بن محمد حناط دبير على بن بويه ( خ 5 : 465 و 473 ) .
[ ( 2 - ) ]M. متن : « و ينحط الى رأيه . . . » در اينجا نيز پيدا است كه مشكويه به فارسى مىانديشد .
به عربى ترجمه مىكند . زيرا چنين تركيب عبارتى در عربى به كار نمىرفته است .