وزير ابو الفتح [ بن فرات ] دستور داده بود صورتى از درآمدهاى ابن قرابه فراهم كنند : [ الف ] سودها كه از پرداخت به جاى [ 1 ] كارگزاران ، به دست مىآورد ، [ ب ] باقيماندهء مجازاتى كه به روزگار عبد الله خاقانى [ 2 ] محكوم شده بود ، [ ج ] فرق ميان دو معامله براى ديههائى كه خريده بود [ 3 ] . پس او را از اين راهها * يك ميليون دينار بدهكار نمودند ، كه نود هزار دينار از آن را بداد ، و درين هنگام به وزير و هارون گزارش رسيد كه مونس از موصل به سوى بغداد سرازير شده است . پس هارون ، ابن قرابه را به زنجير كشيده به پردهدار خود سپرد تا با نگهبانى چند غلام او را به واسط بفرستد .
در اين ميان مقتدر كشته شد و نگهبانان او گريختند و تنها دو غلام ماندند ، كه ايشان را خود ابن قرابه براى [ هارون ] بن خال خريدارى كرده بود . پس او را در « فرضهء جعفر [ 4 ] » به درون مسجدى برده ، آهنگرى را آورده زنجيرها را باز كرده او را رها ساختند و او به سوى خانهء خود در « بازارچهء غالب » [ 5 ] رفته پانصد دينار به ايشان داد .
ثابت بن سنان [ 6 ] در كتاب خود آورده است كه ميان پدرم سنان بن ثابت و ابو بكر بن قرابه دوستى بود . ما براى تبريك گفتن به رهايش او به نزدش رفتيم . او به پدرم گفت :
اى ابو سعيد چون من در تو دوستى و خرد و خوش رأيى با هم سراغ دارم ، مىخواهم در كار خودم با تو رايزنى كنم . پدرم گفت : بگو ! كه من جز نيكى تو نخواهم ! گفت :
مىدانى من در دريائى از آلودگىها زندگى مىكردم ، در معاملههائى كه با دادن پول
هامش
[ ( 1 - ) ] ن . ك : خ 5 : 345 - 344 .
[ ( 2 - ) ]M: ن . ك : خ 5 : 221 - 244 .
[ ( 3 - ) ]M: ن . ك : خ 5 : 327 .
[ ( 4 - ) ]M: بندرى در كنار رودخانه .
[ ( 5 - ) ]M: متن : سويقة غالب . . .
[ ( 6 - ) ] بيوگرافى او در معجم الادباء ياقوت 2 : 397 چ مأمون 7 : 142 ديده مىشود / /M: - خ :
5 : 374 و 564 پانوشت . اين خانواده هم مورخ و هم باقى ماندهء از پزشكان بزرگ حرانى است كه معالجات پزشكى ايشان در خ 5 : 514 ، 547 ، 581 ، 564 ياد شده است .