ابو القاسم على بن احمد بن بسطام [ 1 ] ، هنگامى كه عهدهدار فارس بود ، استناد مىكرد .
سپس در نامهاى به حسن بن اسماعيل - كه فرستاده شده بود تا كشاكش ميان مسمعى و كرخى [ 2 ] را آشتى دهد - دستور دادند كه يكصد هزار دينار از وى بستاند . حسن بن اسماعيل نيز ابو طالب زيد بن على را بخواست و دستنوشت يكصد هزار دينار بدهى از او بگرفت .
سياست نادرست خصيبى كه بيشتر استانها را از دست او بيرون آورد :
خصيبى بر آن شد كه همهء بخشهاى خاورى را به يوسف بن ديو داذ بسپارد تا خراج آنها را يك جا به او بدهد . پس بر آنچه در پيمان داشت ، ارمنستان و آذربايجان را افزود ، كه به هزينهء سرداران و سپاهيان * و غلامان او رسد . پس در نامهاى به او دستور داد به واسط رود ، تا او را به جنگ ابو طاهر قرمطى گناوهاى بفرستند و كنيتى نيز به او داد [ 3 ] . نيز پيشنهاد كرد مونس مظفر در بغداد بماند تا نيروى او بر شكوه خلافت و ترس دشمنان بيفزايد . چون ابن ابو ساج به واسط نزديك شد ، مونس كه در آنجا بود به بغداد رفت و ابن ابو ساج به واسط درآمد . او پيش از آنكه به واسط درآيد ، دبير خود ابو على حسن بن هارون را براى گفتگو با خصيبى به بغداد فرستاد . اين مرد دبير ويژهء ابن ابو ساج بود كه گهگاه بجاى محمد بن خلف [ نيرمانى ] كارهاى او را عهده دار مىشد [ 4 ] . و كم كم با او گرم گرفت و هماهنگ شد . او خصيبى را از صورت حساب هزينه و ماهيانهء مردان و كارمندان منطقهء پيمان پيشين و درآمد بخشهاى كه به تازگى ، افزون بر آنچه از پيش داشتند ، به ياران او واگذار كرده بود ، آگاه نمود . خصيبى درآمد خراج و روستاى بخشهاى همدان ، ساوه ، روذه ، قم ، ماه بصره ، ماه كوفه ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: فرماندار فارس در دوران دومين وزيرى ابن فرات ( - خ 5 : 192 ) .
[ ( 2 - ) ]M: دو كار گزار فارس ( - خ 5 : 240 ) .
[ ( 3 - ) ]M: شايد كنيت همان ابو القاسم باشد كه در خ 5 : 284 ديده مىشود .
[ ( 4 - ) ]M: و چنان كه خواهيم ديد در سال بعد ( 315 ه ) محمد بن خلف نيرمانى بر كنار و حسن ابن هارون ( دبير دوم ) بر جاى او نشست ( خ 5 : 278 ) .