را كه پسر تو كشته باشد ، تو او را كشتهاى ! ابن فرات گفت : اين بر خلاف دستور خدا و پيامبر است كه مىگويد : « گناه كس را بر ديگران نخواهند نوشت [ 1 ] » . و پيامبر به يكى از ياران گفت : آيا اين پسر تو است ؟ گفت : آرى ! پيامبر گفت : « ولى نه او براى تو گناه مىكند و نه تو براى او » . از اينها گذشته ، او [ محسن پسر ابن فرات ] در دست شما است ، از خود او بپرسيد ، اگر ادعاى كشته شدن كسى در جائى دور به دستور وى ثابت شود ، حكم قصاص معلوم است .
شنوندگان در آن نشست از پاسخهاى استوار او درشگفت شدند . عثمان بن سعيد دبير ديوان سپاه ، به نصر پردهدار گفت : اگر درست مىدانيد از او بپرسيد : هر آن گاه كه به بدهكاران مىگفتى : « يا مىپردازى ، يا تو را به * محسن مىسپارم [ 2 ] » آيا مىسپردى كه به او سويق و شكر بخوراند يا شكنجه بدهد ؟ كسى كه شكنجه را روا دارد كشتن را روا داشته است ، زيرا آدمى گاهى با يك چوب خوردن مىميرد چه رسد به بيشتر .
نصر همين را پرسيد . ابن فرات پاسخ داد : خليفه كه خدا زندگيش را دراز داراد ،
هامش
[ = ] بر عمال معاون يا اصحاب معاون و معونتگران اعتراض مىنمودند ( پانوشت خ 5 : 506 ) . گويا اينان نهادى نيرومند بوده ، وظيفتى همانند نگهبانى راهها . چون ژاندارمرى امروز داشتهاند ، تا آنجا كه چون راضى خليفه مىخواهد ابن رايق را به مقام امير الامرائى برساند يعنى قدرتى بالاتر از خليفه به دو بسپارد « اعمال معاون رهبرى معونتگران » را به دو مىدهد ( خ 5 : 532 ) .
از ديگر ديوانها كه در خ 5 : 256 و 257 ياد شدهاند مىتوان نامهاى زيرين را ياد نمود :
ديوان زمام الجيش ( بازرسى سپاه ) الفص و الخاتم ( مهردار سلطنتى ) الدار ( وزير دربار ) الحرم ( قهرمانهء بانوان دربار ) الضياع الخاصة ( ديههاى خالصه ) الضياع العامة ، ضياع فراتى ، ضياع مشرق ، ضياع مغرب ، زمام النفقات ( بازرسى هزينهها ) ديوان سواد ( آبشخور دجله ) كه مهمترين ديوانها به شمار بوده است ( خ 5 : 256 ) ديوان مرافق ( كارسازىها ) ( خ 5 : 110 ) ديوان خرايط ( خ 5 : 88 ) كه از « كريته » پهلوى گرفته شده است .
[ ( 1 - ) ]M. متن : و لا تزر وازرة وزر أخرى : قرآن : در پنج جا .
[ ( 2 - ) ]M: خ 5 : 178 ، 185 .