نزديكتر باشى ، تا روند كارهاى * كشور استوار آيد . سپس چگونگى زيست و كار در « رقه » با گروههاى غلامان « حجريه » و « ساجيه » [ 1 ] را بيان نمود .
مونس دانست كه اين سخن از ديدگاه ابن فرات و نقشهء دشمنانهء اوست و از مقتدر خواهش نمود رمضان را تا عيد فطر در آنجا بگذراند و او پذيرفت .
پس از گذرانيدن عيد ، براى بدرود به نزد ابن فرات رفت . او نيز براى بزرگداشت مونس ، راست بايستاد . مونس خواهش نموده ، او را سوگند داد كه بر جا نماز نشسته بماند ، ولى نپذيرفت .
او همهء خواستهاى مونس را انجام داد . هنگام بيرون آمدن نيز خواست از جا برخيزد كه مونس او را به سر خليفه سوگند داد كه برنخيزد . سپس براى بدرود خليفه رفت و در روزى بارانى به سوى اردوگاه خود شتافت .
نقشهاى كه ابن فرات پس از مونس براى وابستگان كشيد :
هنگامى كه ابن فرات مصادرهء دبيران را به انجام رسانيد و مونس را بيرون كرد به دستگيرى نصر پردهدار [ 2 ] و شفيع مقتدرى پرداخت . او از دارائى هنگفت و ديههاى نصر و از درآمدهائى فراوان كه از كارگزاريهاى پيمان بسته و راههاى ديگر دارد ، براى مقتدر سخن گفت ، تا پذيرفت به او سپرده شود . چون اين گزارش به نصر رسيد
هامش
[ ( 1 - ) ]M: شايد نسبت به ساجنشينان باشد كه در خانهها ، از نى مانند كپرنشينان امروز زندگى مىكردند . در خ 5 : 452 از مشرعة الساج نيز ياد شده است . يا به گفتهء ابن عبرى در مختصر - الدول ، ص 277 و ابن اثير در سال 321 ه به خاندان ساجى اميران در بدر شدهء آذربايجان ، منسوب باشد ( - خ 5 : 414 ) چنان كه مشكويه نيز در خ 5 : 296 از غلامان ابو ساج ياد كرده است . جدايشان ديوداد اول پسر ديو دست ( ابو ساج ) فئودال آذربايجان مؤسس اين سلسله در اسروشنه و از نزديكان افشين بود . در جنگ بابك خرم دين به افشين كمك كرد ( 221 - 222 ه ) در فرونشانيدن قيام منكجور نيز به افشين كمك نمود . بازنگيان نيز به سود عباسيان جنگيد و شكست خورد ( 261 - 266 ) . در قيام يعقوب ليث به كمك صفاريان برخاست و شكست خورد و در جنديشاپور 266 درگذشت . ( طبرى و ابن اثير ) بخشى از سپاه خليفگان بغداد كه ساجيان ناميده مىشدند و دهها سال در سياست مؤثر بودند بدين خاندان منسوبند .
[ ( 2 - ) ] وزراء : 47 .