پس چون پيمان حامد از ميان رفت [ 1 ] على بن عيسى اصفهان را با همان افزايش براى ابو على بن رستم پيمان بست . ولى چون ابو حسين بن ابو بغل از ستم فراوان كه ابو على بن رستم بر مردم اصفهان روا داشته گزارش آورد و بازرسان على بن عيسى درستى گزارش را دريافتند ، با ابن ابو بغل مشورت كرد و با پيشنهاد او پيمان را با دو دوست او ، به نامهاى ابو مسلم محمد بن بحر و ابو حسين احمد بن سعد [ 2 ] كه در روزگار فرماندارى ابن ابو بغل بر اصفهان كارهاى آنجا را انجام مىدادند پيمان بست . اين پيمان با هشتاد هزار دينار افزايش بسته شد كه بيست هزار دينار از پيمان پيشين كمتر افزايش داشت . پس ابن رستم را به دست ايشان سپردند .
هنگامى كه حامد بىاعتنائى مقتدر را به او ديد و دريافت كه امر و نهى او بى ارزش شده است ، از مقتدر اجازت خواست تا به واسط رود ، و پيمان پيشين خود را انجام دهد . مقتدر * نيز پذيرفت . حامد در واسط با تنها نام « وزير » بسنده كرده بماند .
آنچه حامد بن عباس بر سر على بن محمد بن فرات و كارمندانش آورد :
روز سوم وزير شدن ، حامد بن عباس همراه على بن عيسى در ميان انبوه مردم سوار شده به پيشگاه مقتدر رفتند . حامد اجازت خواست يك سرباز را به پيشگاه بياورد كه اقرار مىنمود ، فرستادهء ابن فرات براى يوسف بن ابو الساج [ بن ديو داد ] [ 3 ] بوده و نامهاى را آورده بود كه در آن ابن فرات به ابن ابو ساج دستور سركشى داده است . مقتدر از اين خبر سخت بر ابن فرات خشم گرفته از ابو عمر [ 4 ] دادرس پرسيد دربارهء اين كار ابن فرات چه گوئى ؟ گفت : اى امير مؤمنان ! اگر راست باشد كه چنين كرده ، پس او در راه آشوب كشور كوشيده باشد ! سپس از ابو جعفر بن بهلول [ 5 ] پرسيد كه در اين
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ن . ك 5 : 152 .
[ ( 2 - ) ] ن . ك . بيوگرافى او را در « معجم الادباء » 1 - 129 / 3 : 38 ببينيد .
[ ( 3 - ) ]M: ن . ك : خ 5 : 113 - 116 - 137 و ص 179 رهبر آذربايجان كه در برابر خليفه مقاومت كرد .
[ ( 4 - ) ]M: دادرس ضد گنوسيست كه دستور كشتن حلاج را داد ( خ 5 : 159 و ص 3 پانوشت 1 ) .
[ ( 5 - ) ]M: دادرسى كه نامش در دادگاه حلاج گنوسيست ، در كنار ابو عمر هست ( خ 5 : 154 ) ولى با كشتن او مخالفت ورزيده است .