تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
رساند ، مردم از او خواهند رميد و براى گريز سوار خواهند شد و كشور را به تباهى خواهند كشيد . او پيشنهاد كرد همهء ليستهاى سياه كه نام پيروان ابن معتز را در برداشت بسوزانند ، ابن فرات دستور داد همه پرونده‌ها [ 1 ] را در دجله ريختند ، پس مردم آرامش يافته ، سپاسگزار شدند . [ 2 ]

گزارش آنچه با دادرس ابو عمر [ 3 ] انجام گرفت :

دادرس يوسف بن يعقوب [ 4 ] كه پيرى فرتوت بود ، دست به دامان ابن فرات مىآويخت و مىگريست و رهائى فرزندش ابو عمر را از مرگ مىخواست . ابن فرات مىگفت توان اين كار را ندارم مگر آنكه چشم مقتدر را با مالى بسيار سير كنى ! پدر براى زنده ماندن خود و فرزندش تن به بينوائى داد * . ابن فرات از مقتدر خواستار چشم پوشى از ابو عمر شده ، خليفه را به طمع دارائى او و پدرش انداخت . مقتدر وى را تحويل داد . پس او را به يكصد هزار دينار مصادره كرده در زندان بيت المال انداختند ، تا بپردازد او بيشتر آن را پرداخت . در ميان آنچه داد ، چهل و پنج هزار دينار امانتى بود كه گفته شد عباس بن حسن به او سپرده بود . پس چون پرداختى او به نود هزار دينار رسيد ، ابن فرات او را آزاد كرد و به خانه فرستاد و ده هزار دينار را به او بخشيده دستور داد تا از خانه بيرون نيايد [ 5 ] .

پيشامدى كه يك خيانت را آشكار كرد :

سليمان بن حسن بن مخلد با ابو الحسن بن فرات نزديك بود و بر دوستى پدرش
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : بتغريق الجرائد فى دجلة . . . [ ( 2 - ) ] . ن . ك : « الوزراء » 119 . [ ( 3 - ) ]M: ابو عمر محمد بن يوسف دادرس كه در ميان كودتاچيان ابن معتز دستگير شد . ن . ك : ص 54 و پانوشت ص 3 ، 23 . [ ( 4 - ) ] او از سال 282 به جاى پسر عمويش اسماعيل بن اسحاق دادرس كرانهء خاورى بغداد شده بود ( معجم الادباء 2 : 260 - 261 ) . [ ( 5 - ) ] ن . ك . « الفرج بعد الشدة » 1 : 122 - 120 .