و تصدق الحقيقيّة منهما .
موجود يا قديم است يا حادث و اين دو صفت با هم جمع نشوند و با هم سلب نشوند يعنى نه ميتوان گفت هم قديم است هم حادث و نه ميتوان گفت نه قديم است نه حادث و قضيه كه اين معنى را ادا كند منفصله حقيقيه گويند و شرح آن گذشت ( مسأله 24 )
پس از عبارت مزبور در متن چنين است :
و من الوجوب الذاتيّ و الغيرى .
يعنى همچنان كه از قديم و حادث منفصله حقيقيه تركيب مىشود از وجوب ذاتى و غيرى نيز منفصله حقيقيه تركيب مىشود زيرا كه موجود ممكن نيست نه واجب ذاتى باشد نه واجب غيرى و ممكن نيست هم واجب ذاتى باشد و هم واجب غيرى و معنى انفصال حقيقى همين است و علامه رحمه اللّه همچنين شرح فرمود و آن را مربوط به آخرين عبارت اين مسأله شمرده است . و در شوارق نيز آخرين عبارت شمرده است با وجود اين در نسخه شرح علامهء اين عبارت آغاز مسأله بعدى است .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٣