ميكشد و وارد است كه ابو بصير جوى و حوض كوثر را در بيرون مدينه ديد و امثال اين بسيار كه بهشت در غير آسمان هم هست غالبا حمل بر بهشت برزخى ميكنند پس تزاحم ميان موجود برزخى و موجود جسمانى نيست و از امام پرسيدند اگر بهشت به اندازه آسمان و زمين فراخ است پس دوزخ كجا است فرمود وقتى روز آيد شب كجا است . و اگر موجود برزخى با دنيوى تزاحم نداشته باشند چه مانع از آنكه با موجودات عالم قيامت هم تزاحم نداشته باشند و استبعاد كه از قياس آخرت به دنيا برخيزد اعتبار ندارد .
شبهه سيم - آنكه سوختن هميشگى در آتش با زندگى ممكن نيست چگونه دوزخيان زندهاند و در آتش ميسوزند . جواب آن است كه امور آخرت را به دنيا قياس نميتوان كرد شايد زندگى در آنجا توقف بر آب و هوا و آلبومين و سلول و امثال آن ندارد و اگر ما ماهى را نديده بوديم تصور نمىكرديم چيزى در آب زندگى كند يا در آب شور چشم بگشايد .
شبهه چهارم - تولد بدن در قيامت بىپدر و مادر محال است .
جواب آن است كه اين نيز استبعادى است از قياس آخرت به دنيا برخاسته و نيز گوئيم در دنيا هم تولد بىتوالد بسيار است و در كتب فلاسفه خصوصا شفا از اين شواهدى است .
شبهه پنجم - آنكه قواى جسمانى غير متناهى نيست و محال است مردم در بهشت و دوزخ دائم بمانند . در جواب گوئيم اين هم از قياس آخرت به دنيا برخاسته و اعتبار بدان نيست و نيز در دنيا ممكن است قواى جسمانى غير متناهى باشد بمدد مجردات مانند حركت افلاك بمذهب فلاسفه قديم . آن كس كه گفت قوه جسمانى متناهى است خود او گفت ممكن است بمدد مجردات غير متناهى بشود .
شبهه ديگر تناسخ است و در شرح عبارت آتى بيان آن خواهيم كرد ان شاء اللّه .
و يستحقّ الثّواب و المدح بفعل الواجب و المندوب و فعل ضدّ القبيح و الإخلال به به شرط فعل الواجب لوجوبه أو لوجه
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 569
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٦٩